🔴معنای «ما مَلَکَت أَیمانُکم» در قرآن
2 از 2
حتی از نظر زبانی نیز اگر بخواهیم منطق قرآن را دنبال کنیم، باید به کاربردهای مختلف توجه کنیم: قرآن میگوید «ما مَلَکَت أیمانکم»، «ما مَلَکَت أیمانهن» و «ما مَلَکَت أیمانهم». این ساختارها نشان میدهند که تعبیر، وابسته به جنسیت یک گروه نیست و هم شامل مذکر است و هم مونث؛ بلکه به یک وضعیت اجتماعی و اقتصادی اشاره دارد.
نکته مهم دیگر اینکه: همانطور که نمیتوان معنای «ملک یمین» را به «زن اسیر جنگی» تعبیر کرد، نباید برای فرار از این مشکل، اصطلاحات امروزی مانند «کارمند و...» را نیز ترجمه لغوی قطعی آن معرفی کرد. آنچه میتوان گفت این است که در خوانش قرآنمحور، «ما مَلَکَت أیمانکم» به گروهی از انسانها در یک وضعیت اقتصادی_اجتماعیِ تبعی و تحت اختیار، مسئولیت و نیازمند حمایت اشاره دارد؛ و در مورد زنانِ مؤمنِ مورد بحث در نساء ۲۵، قرآن صریحاً از نکاح، اذن اهل و پرداخت حقوق مالی سخن میگوید.
بنابراین پرسش اصلی بسیار ساده است:
اگر «ما مَلَکَت أیمانکم»، آنچنان که در سنت ادعا شده است، ذاتاً به معنای «زنان اسیر جنگی و کنیزان جنسی» است، چرا قرآن این معنا را صریحاً بیان نکرده و چرا برای «اسیر» واژه «أسیر» را به کار برده است؟ چرا این تعبیر را برای جنس مذکر نیز بکار برده است؟ آیا مثلا اربابان مؤنث میتوانند با ملکت ایمان مذکرشان نزدیکی جنسی داشته باشند؟ چرا در نساء ۲۵ از «فَتَیاتِکم المؤمنات»، اذن اهل، نکاح و پرداخت اجر سخن میگوید؟ و چرا بلافاصله میگوید: ﴿بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ﴾، یعنی همه را یکسان و دارای یک شخصیت حقیقی مشترک دانسته است؟
اگر بناست قرآن خودش مفسر خودش باشد، ابتدا باید پاسخ این پرسشها را از خود قرآن پیدا کنیم؛ سپس، اگر دلیلی باقی ماند، به سراغ برداشتهای تاریخی برویم. نه اینکه ابتدا معنایی را از روایت و تاریخ بگیریم و بعد آیات را منطبق بر آن معانی قلمداد کنیم.
https://t.me/aziz341t
