سلام به مهربانو جانه مهربونم. و بقیه دوستان عزیز. امیدوارم حال دلتون عالی باشه. یه سوتی دارم مال چند سال پیشه. رفته بودیم مشهد، خونه عمم. عمم اینا خونشون از این خونههای مدرنه. که همه کلید پریزاشون لمسیه. از اونجایی که من مشکل بینایی دارم. نمیتونم خونشون دست به کلید پریز ها بزنم. یه شب دستشوییم گرفت. همه هم خواب بودن. با خودم گفتم. خدایا حالا کی رو بیدار کنم. ولی بعد با خودم فکر کردم. اگر نزدیکترین کلید به سمت دستشویی رو لمس کنم، احتمالاً لامپ دستشویی روشن بشه. آروم آروم رفتم سمت دستشویی. ناگفته نمونه که دستشویی و حمومشون کنار همه. یهو متوجه شدم روی دیوار کنار دستشویی ۷ ۸ تا کلید برق کنار هم هست. منم انگشتمو گذاشتم پایین کلید اولی. چشمتون روز بد نبینه. یه دفعه صدای زنگ گوش خراش حموم بلند شد. منم این به ذهنم نرسید که یکم بالاتر همون کلید رو لمس کنم، زنگ قطع میشه. من هم هل شدم. شروع کردم به لمس کردنه همه ی کلیدها. ی دفعه هم کولر روشن شد هم لوسترهای حال روشن شد. هم پرده های حال بالا رفت. هم تهویه ی حال روشن شد صدای زنگ حموم هم قطع نمیشد.. ملت از خواب پریدن. و از ترس عین پنکه سقفی میچرخیدن دوره خودشون. شوهر عمم بنده خدا فکر کرد برقها اتصالی کرده. اولش همه دعوام کردن که چرا بیدارشون نکردم، ولی بعد حسابي بهم خندیدن. شاد باشید. یاسه سفید هستم.
#سوتی_های_زنونه
@zaanone
https://t.me/joinchat/AAAAAE5t-P_E8xTr2fj5MQ
108
56
34
2
1September 6, 2026 2.5K 10