سلام عزیزم.. باز من اومدم یاد یک سوتی افتادم... چند وقت پیش که پدرم تازه ازدواج کرده بود... خانمش رفته بود شهر خودش من خونه بابام بودم.. برا نهار قیمه گذاشتم خواهرم و شوهرش چند تا از بچه ها خواهر و برادرم هم بودن... اومدم یک کم آبغوره ریختم تو خورشت... چشیدم دیدم اصلا طعم ترشی نداد دوباره ریختم دیدم نه طعم نمیده.. نصف شیشه ریختم.. دیدم نه ترش بشو نیستن... بی خیال شدم گفتم میارم سر سفره هر کی خواست بریزه.. جاتون خالی سفره انداختیم خورشت و پلو رو هم آوردم... همه گفتن چرا ترشی ندارن منم رفتم شیشه آبغوره آوردم... دیدم قیافه پدرم اینجوری شد گفت😱😱این چرا آوردی.. گفتم آبغوره گفت نه این مشروبه 😬😬😬... من گفتم وا بگو چرا هر چی میریزم ترش نمیشه 😫😫.... تا اینکه حالا از این ها تو خونه پدر من پیدا نمیشد... 😩😩.. هیچی دیگه هیچ کس قیمه نخورد.. پلو ماست خوردن... خودم نشستم همه گوشت هاش خوردم🤪🤪گفتم کم خونی شدید دارم.. حیفه😬😬.
قیافه بقیه😠😠.
قیافه پدرم 😰😰😰
خودم 😓😓😓😋😋😋😋
فاطی طلا😊
#سوتی_های_زنونه
@zaanone
@zaanone
36
16
15
8
6September 4, 2026 1.1K 3