فقط مشروطه نیست که به نهاد پایدار در ایران تبدیل نشد. شما چند تا مؤسسه، شرکت یا کارخانهٔ غیردولتی در ایران میشناسید که بیشتر از صد سال فعالیت مداوم داشته باشد؟
خودم فکر میکردم کارخانهٔ کبریت توکلی یکی از انگشتشمار کارخانههایی باشد که بالای صد سال قدمت دارد و در این صد سال دولتی نشده است؛ ولی اشتباه میکردم! قبل از اینکه این را بنویسم یک جستوجویی کردم و دیدم حتی کبریت توکلی هم از ۱۳۵۸ تا ۱۳۷۱ مصادره شده بود و بعد که به ورشکستگی کشیده شد، آن را دوباره به خاندان توکلی باز گرداندند.
من چند تا چلوکبابی و شیرینیفروشی میشناسم که گویا صد سال و خوردهای قدمت دارند و دولتی نشدهاند. شاید مواردی باشند که اطلاعی ندارم، ولی حتماً تعدادشان بسیار اندک است. شاید در حوزهٔ فرش و صنایع دستی بشود چند تایی پیدا کرد.
اما شما چند تا مجله یا روزنامهٔ غیردولتی در ایران با قدمت صد یا حتی پنجاه سال میشناسید؟ از آن همه روزنامهٔ عصر مشروطه چند تای آنها باقی ماندند؟ چند تا شرکت انتشاراتی غیر دولتی با قدمت بالای پنجاه سال میشناسید؟ چند تا باشگاه ورزشی غیردولتی با قدمت بالای پنجاه سال میشناسید؟
چند تا مؤسسهٔ آموزشی غیردولتی با قدمت بالای صد سال میشناسید؟ با قدمت بالای پنجاه سال چطور؟ منظورم فقط دانشگاه به آن معنایی که در ذهن ماست، نیست. هر جایی را که عدهای در آن جمع شوند و چیزی بیاموزند، اعم از هنر، علم، کاردستی، نویسندگی، فلسفه، حتی دین، در نظر بگیرید. چند تا داریم که بالای پنجاه سال قدمت داشته باشد و از اول دولتی نبوده باشد یا در مقطعی دولتی نشده باشد؟
بله، مثلاً روزنامهٔ کیهان و اطلاعات را داریم. انتشارات خوارزمی و امیرکبیر را داریم. باشگاه پرسپولیس و استقلال را داریم. دانشگاه تهران و تبریز را داریم. صداوسیما را داریم. مدرسهٔ البرز هنوز هست. چند تا هنرستان قدیمی هنوز هستند.
اما بدون تعارف هیچکدام هویت ندارند. به یک معنا شاید بگویم «موجود زنده» نیستند. مصنوعیاند، مانند گلها و درختهای پلاستیکی. تمامشان در مرحلهای از تاریخ «ملی» شدند یا از ابتدا «ملی» بودند؛ در نتیجه یک نهاد مستقل از دولت نیستند. بیهویتاند. بیتاریخاند. ادارهٔ دولتیاند. مثلاً دانشگاه تهران هویت مستقل ندارد، بلکه یک ادارهٔ زیر مجموعهٔ وزارت علوم است. دانشگاه تهران نخستین مؤسسهٔ آموزش عالی در ایران نیست، بلکه ادارهای است که از ابتدا تشکیل شد تا هیچ مؤسسهٔ آموزش عالی مستقل از دولت نتواند کار کند. همین بلا را مثلاً بر سر مدرسهٔ البرز آوردند و آن را بیهویت کردند. الان هنوز جایی به نام مدرسه البرز فعالیت میکند، ولی تاریخ ندارد. جمهوری اسلامی که از حوزههای دینی بیرون آمده بود، خودش همین بلا را بر سر آنها آورد. تا توانست در این حوزهها پول ریخت. چند تا ملاصدرا از اینها بیرون آمد؟
جالب است بدانید که تلویزیون را اولین بار یک سرمایهگذار خصوصی (مشهور به ثابت پاسال) به ایران آورده بود. همان پیش از انقلاب پس از چند سال به زور «ملی» شد. حالا باز حکومت شاه چند تا انتشاراتی یا چند تا تولیدکنندهٔ کالاهای مصرفیِ کموبیش مستقل از دولت را تحمل کرد. بعد از انقلاب دیگر هیچ هویت مستقلی را تحمل نکردند. حمله به هویت فقط این نیست که بیل و کلنگ بردارند و به فلان بنای تاریخی حمله کنند. فعالیتهای انسانی هم وقتی طولانی میشوند و قدمتی مییابند، جزوی از هویت بخشی از مردمان میگردند.
ما دائم لاف تاریخ طولانیمان را میزنیم؛ ولی وقتی درست نگاه میکنیم، بدجور بیتاریخ شدهایم. تاریخ ما عمدتاً تاریخ دولت است و بقیه ادارهجات و شعبههای آنند.
Forwarded fromمهرپویا علا
August 6, 2026 1.9K 28