رفیقم راننده تاکسیه, تعریف میکرد, یه بار ماشین پر مسافر بود منم به باد افتاده بود توی معدم, بدجوری اذیت میکرد
منتظر بودم مسافرا پیاده بشن خودمو خالی کنم. اخرین مسافرو که پیاده کردم, با تمام توان گفتم قرررررررررررت. اخی راحت شدما, یهو دیدم یه صدایی از پشت سرم گفت اقا پیاده میشم. یهو خشکم زد. بعدچند دقیقه نگاه کردم دیدم یه پیرزنه. 1000 تومن داد, 500 تومن بهش برگردوندم,نگرفتو رفت داد زدم خانوم بقیش؟گفت بکن خرج بخیش!!! 😂😂😂

