در فلسفه رواقی و یونان باستان مفهومی وجود دارد که به آن "آماثیا" میگویند. آماثیا در لفظ به معنای "نیاموختگی" و یا "اجتناب از آموختن" یاد میشود. مترجمان آنرا "نادانی هوشمندانه" هم ترجمه کردهاند. آماثیا به این معناست که فردی هوشمند، باهوش و آگاه، بر ندانستن اصرار میورزد. این فرد عموما پیش از هرچیز، خود را دانای آن موضوع میداند و بر یاد نگرفتن مفاهیمی که با ایدههای آن فرد در تضاد باشد اصرار میورزد. سقراط در جایی میگوید: انسانها معمولاً از روی شرارت ذاتی بدی نمیکنند؛ بلکه چون خیر واقعی را نمیشناسند، کار بد را خیر تصور میکنند. متعصبین دقیقا در چنین شرایطی قرار دارند. آنها نمیدانند که کاری که میکنند واقعا اشتباه است. زیرا ایشان توانایی بازبینی باورهای خود را از دست دادهاند. دقیقا به همان اندازه که پادشاهیخواهان به این مرض دچار اند. اتفاقی که ما امروز در این کشور و جامعه میبینیم-لااقل برای عدهای از آنان، و نه همه آنها، چون به هرحال کم آدم واقعا احمق درمیانشان وجود ندارد- به طور اخص "تجمعات اخیر" بر ضد مذاکرات مهر محکمی بر این اصرار ورزی بر نادانی است. اینکه درکی از سیاست، جغرافیا، جنگ و قدرت نداشته باشید دقیقا شمارا به این نقطه میرساند. و متاسفانه در همین نقطه است که آدم برای آیندهی خودش میترسد. وای به حال ما... @Yaavve
14
7