- با من اینقدر غریبه نباش یاسمین! پای مرا با احتیاط گرفته بود و با دقت به شیشهی شکسته در کف پایم نگاه میکرد. خجالت میکشیدم. از او... از او که به جبر روزگار به عقد هم در آمدیم و زیر این سقف همخانه شدیم. خیره به چشمهایم محکم گفت. - درد کشیدنت عذابم میده. اذیتم میکنه. گلویم خشک شده بود. قلبم تن…
August 27, 2026 156