پارت٥٠٦ نگاهم لحظه اي روي يك كتاب قطور و بزرگ گير ميكند (جراحی قلب و… — ياسمين شريف(رمان چراغ قوه) — TG.ME

#پارت٥٠٦ نگاهم لحظه اي روي يك كتاب قطور و بزرگ گير ميكند (جراحی قلب و بای پس های قلبی) تصوير ماهيچه ي قلب ميان دسته اي از عروق باريك و قطور … روي جلد كتاب نقش بسته است قدمی پیش میگذارم … کتابهای تخصصی جراحی با نامهای لاتین و گهگاه فارسی اکثر ردیفهای کتابخانه را اشغال کرده اند… بالای دیوار… درست کنج دیوار لوح تقدیری با نظرم را جلب میکند استاد ارجمند ، جناب آقای دکتر سهند معین فوق تخصص جراحی قلب سلام و ارادت ما پیشکش وجود پر مهر شما که … _دختر الوند!؟ از جا میپرم… به شدت تکان میخورم و سمت صدا برمیگردم… چشمان درشت شده ام روی مرد سالخورده سنجاق میشود…مردی با موهایی پنبه ای و چهره ای فرتوت… دست استخوانی اش را روی دکمه میگذارد و ویلچر برقی ، آرام به سویم حرکت میکند… چیزی به انفجار بمب میان سینه ام نمانده: _دختر…الوند! مقابل پایم متوقف میشود… کاسه ی لبریز شده چشمانم فرو میریزد…چانه ام میلرزد و مردمکهای پریشان ، روی اجزای صورت پیرمرد بالا و پایین میرود: _دخترکم!

❤96💔17🙊2
August 15, 2026 3.1K