نهیبِ حادثه! حالا که علیرضا معتمدی دومین حلقه از تریلوژی… — فیلم سینمایی چرا گریه نمی‌کنی؟ — TG.ME

نهیبِ حادثه!

حالا که علیرضا معتمدی دومین حلقه از تریلوژی اتوبیوگرافیکش را ساخته، می‌توان مطمئن بود که او سبک‌وسیاق خاص خودش را در فیلمسازی یافته و رفته‌رفته دارد آن‌را تکمیل می‌کند. معتمدی این بار به سراغ روایت قصه‌ی مردی (علی شهناز) رفته که پس از مرگ برادرش توان سوگواری یا در واقع «گریه کردن» ندارد و تلاش اطرافیانش برای حل مشکل او، مدام او را در موقعیت‌هایی ابسورد قرار می‌دهد. هنوز هم باید گفت رضا فیلم خاص‌تری‌ست نسبت به چرا گریه نمی‌کنی؟، آن حزن و انزوای مترنمی که در رضا بود، در چرا گریه‌ نمی‌کنی؟ کمرنگ‌تر‌ شده، اما هنوز هست. در عوض‌ جای آن‌را نوعی فانتزی سرخوشانه گرفته که تقریباً یکدست، در طول فیلم، گسترده شده است. این فانتزی به فیلمساز که دارد یک تراژدی هولناک شخصی را روایت می‌کند، کمک کرده از مرثیه‌سرایی برای خود دوری کند و لحن متعادل‌تری به فیلمنامه‌اش بدهد. استفاده از این وجه فانتزی، استراتژیک‌ترین تصمیمی بو‌ده که معتمدی می‌باید برای روایت این تراژدی به تأثیرگذارترین شکل، می‌گرفته است. اگر این وجه فانتزی نمی‌بود فیلم می‌توانست به راحتی در حد یک مرثیه‌ی ناموفق شخصی سقوط کند. این فانتزی در سکانس‌هایی مثل سکانس صبحانه در صحرا در اوج است و در سکانس‌هایی مثل سکانس شکار سکته‌دار است و در قالب فیلم خوش ننشسته است. در کنار این فانتزی، طنز هم بال دیگر روایت تراژیک معتمدی در این فیلم بوده است. آن سکانس مفرح حضور سرزده‌ی امیرحسین و عمه‌ی علی شهناز در خانه‌اش، درست بعد از اولین سکانس حضور در مطب تراپیست و پی بردن به ماجرای طناب‌ دار، تأثیر آن سکانس‌های تراژیک را دو‌چندان کرده است. دستاورد اصلی معتمدی در چرا گریه نمی‌کنی؟ این است که موفق شده دو مسیر اصلی فیلمنامه یعنی روایت سوگ و تراژدی تاب‌سوزِ علی شهناز و نگاه فانتزی و سرخوشانه و هجوآمیز از بیرون به این تراژدی را با ظرافتی پیش ببرد که هیچ‌کدام از قالب داستان بیرون و توی ذوق نزند. این‌که فیلمساز خود هجوِ داستانش را در دل داستان گنجانده سبب می‌شود مخاطب فیلم را و اندوه چاره‌ناپذیر علی شهناز را جدی بگیرد و بتواند در آن لحظات خردکننده در آسانسور با علی همدردی کند و در آن لحظات مفرح در کنار عمه در گورستان، به علی بخندد. این دؤیت و دوگانگی و‌ نگاه به خود از بیرون، در شخصیت حمزه، همزاد علی، هم به شکل دیگری مؤکد شده است. آن فرمول کلاسیک جادویی یعنی روایت تراژدی با چاشنی طنز این‌جا یکی از بهترین جواب‌ها را داده است؛ و در پایان، چرا گریه نمی‌کنی؟ باز هم مانند رضا، فیلمی‌ست در ستایشِ تنهایی!

#چرا_گریه_نمیکنی

✍🏻 علیرضا اکبری

@moroor_gar

https://shorturl.at/WmXFc
www.shorturl.at
404 Page Not Found
404 Page not found.
👏1
July 28, 2024 10K 5