مامان و بابا امروز مهمان ما هستند. همیشه قبل از آمدنشان مضطربم. هر… — همین‌ْ حوالی — TG.ME

مامان و بابا امروز مهمان ما هستند. همیشه قبل از آمدنشان مضطربم. هر تکه از خانه را که تمیز می‌کنم حرف‌های مامان هم به ذهنم هجوم می‌آورند. این‌جا چرا کثیف است؟ این را بشور. این را این‌جا بگذار. این‌جا را دستمال بکش و کلی ایراد ریز و درشت دیگر. یادم نمی‌آید مامان راضی از خانه من رفته باشد. همیشه یک‌جای کارم و خانه‌ام ایراد داشته.

صبح همین‌طور که داشتم کف خانه را می‌سابیدم و دلایلم برای همیشه تمیز و مرتب نبودن خانه‌ام را برای خودم مرور می‌کردم، یک‌آن جرقه‌ای در سرم زده شد. نکند من هم برای پسرم این‌طور شوم؟ یعنی برای آمدن من به خانه‌اش بیشتر از این‌که خوشحال شود، مضطرب شود. از خواهرم پرسیدم: «من وقتی می‌آم خونه‌ت مضطرب می‌شی؟» گفت: «آره.» قبل از این‌که این سوال را ازش بکنم آن چندباری که خانه‌اش رفته بودم را مرور کردم، چیز زیادی از گوشه‌وکنار خانه‌اش، یا تمیز و کثیف بودنش یادم نیامد. اما خواهرم گفت به این فکر می‌کند که شاید وقتی بیایم از چیدمان خانه ایراد بگیرم. بهانه آوردم، که «من می‌خوام خونه‌ت قشنگ‌تر بشه.» بعد به خودم نهیب زدم. دقیقا مامان هم می‌خواهد خانه‌ی من از دید خودش، قشنگ‌تر، تمیزتر و مرتب‌تر بشود.
دو هفته‌ پیش که ما آن‌جا بودیم و من سخت مشغول بازنویسی داستانم، مامان پرسید کِی کلاس‌هایت تمام می‌شود؟ گفتم تا زمانی‌که بنویسم کلاس‌ها هستند، این داستان تمام شود، داستان بعدی شروع می‌شود. گفت: «پس من کی بیینم دخترم اومده خونه‌مو تمیز می‌کنه؟» چیزی نگفتم. اما مدام توی ذهنم این حرفش چرخ خورد. چرا مامان ته آرزویش از دخترش، در واقع حسرتش این است که روزی من بیایم و خانه‌اش را تمیز کنم؟ او که چند ماه یک‌بار از خانوم تمیزکار می‌خواهد برایش یک خانه‌ی تکانی درست‌وحسابی بکند. پس مشکلش یک نیروی تازه‌نفس برای تمیزکاری نیست.
یک‌بار دیگر هم، وقتی پسر دوسه‌ماه بود و من گفتم: «می‌خوام کلاس‌های نویسندگی رو دوباره شروع کنم.» مامان بچه را که بغلش بود گرفت سمتم و از زبان بچه گفت: «مامان کلاس رو می‌خوای چیکار؟ به من برس.» خواهرم جواب داد چون بچه دارد نباید برود دنبال آرزوهایش؟
حرفم این نیست که چرا او به من می‌گوید خانه‌اش را تمیز کنم. از این ناراحتم که مادر من، که بی‌سواد هم نیست، که خودش همیشه حسرت این را می‌خورد که نشد شاغل شود، چرا آرزویش از دخترهایش را به کاری که یک ساعت هم دوام ندارد تقلیل می‌دهد؟
❤8💔2🔥1
August 22, 2026 140 2