پادشاه و مردمی که در بستر مرگ بودن در سال ۱۳۳ پس از فتح، تب زمستانی… — Westeros #GOT — TG.ME

پادشاه و مردمی که در بستر مرگ بودن

در سال ۱۳۳ پس از فتح، تب زمستانی به‌عنوان مرضی مرگبار در سراسر وستروس شیوع پیدا کرد و جان بسیاری را گرفت.

در میان آن همه ترس و مرگ، پادشاه دوازده‌ساله کاری کرد که حتی بسیاری از شوالیه‌های گارد سلطنتی از آن وحشت داشتند.

اگان سوم به دیدار بیماران می‌رفت.

کنار بسترشان می‌نشست، دستشان را در دست می‌گرفت و گاهی پیشانی تب‌دارشان را با پارچه‌ای خیس و خنک آرام می‌کرد. خودش تقریباً چیزی نمی‌گفت؛ فقط همان‌جا می‌ماند و گوش می‌داد.

بیماران برایش از زندگی‌شان می‌گفتند؛ از خانواده‌هایی که پشت سر گذاشته بودند، از کارهایی که کرده بودند، از گناهانی که بابتشان طلب بخشش داشتند، از پیروزی‌ها و مهربانی‌هایشان و از فرزندانی که دوستشان داشتند.

بیشتر کسانی که اگان به دیدنشان می‌رفت، زنده نمی‌ماندند.

اما آن‌هایی که از تب جان سالم به در می‌بردند، بعدها می‌گفتند نجاتشان به خاطر لمس دست‌های پادشاه بوده است؛ همان چیزی که به «دست‌های شفابخش» اگان سوم شهرت پیدا کرد.

این لقب در نگاه اول شاید شبیه یکی دیگر از افسانه‌های عجیب وستروس به نظر برسد، اما چیزی که اگان انجام می‌داد جادو نبود.

پادشاهی بود که کودکی‌اش را در میان مرگ، جنگ و فقدان از دست داده بود و حالا، وقتی مردمش در بستر مرگ افتاده بودند، حاضر نبود از آن‌ها فاصله بگیرد.

حتی وقتی بیماری به دست راست خودش رسید، اگان کنار سر تایلند لنیستر نشست؛ مردی که در سال‌های پس از رقص اژدهایان نقش مهمی در اداره قلمرو داشت. تایلند نیز در نهایت بر اثر همان تب جان باخت و اگان تا واپسین لحظات کنارش ماند و دستش را گرفت.

در میان تمام روایت‌هایی که از دوران پادشاهی اگان سوم به جا مانده، داستان آن روزهای تب زمستانی از تلخ‌ترین و در عین حال انسانی‌ترین روایت‌ها است؛ روایتی از پادشاهی که در اوج هراس و مرگ، حاضر شد کنار کسانی بنشیند که در واپسین روزهای زندگی‌شان بودند. برای برخی از آنان، همین حضور و همراهی پادشاه، آخرین چیزی بود که پیش از مرگ تجربه کردند.

#کتاب
#تاریخ

@Westerosir
❤41
September 1, 2026 905 13 10