گاهی جهان، در چشم‌های ما خاکستری و مبهم می‌شود طوری که مرز میان راه و… — وَصْفْ — TG.ME

گاهی جهان، در چشم‌های ما خاکستری و مبهم می‌شود طوری که مرز میان راه و بیراهه گم می‌شود و افق در مه تردید ناپدید می‌شود. گاهی آن‌قدر در تاریکی گرفتار می‌شویم که حتی نشانی از نور در دوردست‌ترین نقطهٔ نگاه‌مان پیدا نیست.

گاهی زندگی از ما نمی‌خواهد تمام مسیر را بدانیم فقط می‌خواهد قدم بعدی را برداریم.حرکت کنیم، حتی با دلی لرزان ادامه دهیم حتی با چشمانی خسته و ایمان داشته باشیم که هر قدم اندکی از تاریکی را پشت سر می‌گذارد.

شب، هرچقدر هم طولانی باشد، سرانجام تسلیم سپیده می‌شود. ابرها هرچقدر آسمان را بپوشانند، نمی‌توانند خورشید را برای همیشه پنهان کنند.
و هیچ زمستانی آن‌قدر قدرتمند نیست که آمدن بهار را برای همیشه به تأخیر بیندازد.

شاید امروز رنگ‌های زندگی را نبینی اما این به معنای نبودنشان نیست گاهی رنگ‌ها فقط در انتظار نخستین شعاع نورند تا دوباره خودشان را آشکار کنند.

پس اگر در میانهٔ‌ یک راه خاکستری ایستاده‌ای، اگر نمی‌دانی فردا چه چیزی در انتظارت است، اگر نور امید برایت کم‌سو شده است،باز هم قدم بردار. لازم نیست همیشه قوی باشی گاهی همین که تسلیم نشوی، خودش بزرگ‌ترین شکل شجاعت است.

{أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ}
آیا صبح نزدیک نیست؟
1
August 17, 2026 6K 24