📍25صفر مصادف با ماجرای حدیث قرطاس، اما ماجرا چه بود؟
✍🏾عبدالله بن عباس میگوید: زمانی که وفات رسول خدا صلّیالله علیه و آله وسلّم فرا رسید در خانه آن حضرت گروهی حاضر بودند که از جمله آنها عمر بن خطّاب بود. آن حضرت فرمودند: برایم صحیفهای بیاورید تا برایتان مطلبی بنویسم که بعد از من هرگز گمراه نشوید. عمر گفت: چیزی برای او نیاورید که درد و بیماری بر او غالب گردیده هذیان میگوید و بین شماها قرآن موجود است و برای ما کتاب خدا کفایت میکند.
✍🏾در کتاب سلیم بن قیس هلالی روایت به صورت مفصل نقل شده و در بخشی آمده که (پیامبر سکوت کرد تا هنگامی که کسانی که در خانه بودند برخاستند و رفتند و علی، فاطمه، حسن و حسین(علیهمالسلام) باقی ماندند. ما نیز خواستیم برخیزیم و دو همراه من، ابوذر و مقداد، نیز قصد رفتن داشتند؛ علی علیهالسلام به ما فرمود: بنشینید.) «علی صلواتالله علیه خواست از رسول خدا درباره آن سؤال کند، اما پیامبر خود آغاز کرد و فرمود: خداوند برای امت من اختلاف و تفرقه را مقدر کرده است و به من فرمان داده آن نوشتهای را که میخواستم روی کتف بنویسم، برای تو بنویسم و این سه نفر را بر آن شاهد بگیرم. پس پیامبر صحیفهای خواست و نام امامان هدایت پس از خود را یکی پس از دیگری املا کرد و علی صلواتالله علیه با دست خود مینوشت. سپس رسول خدا صلواتالله علیه فرمود: شما را گواه میگیرم که برادرم، وزیرم، وارثم و خلیفه من بر امتم، علی بن ابیطالب است؛ سپس حسن، سپس حسین، و پس از آن نه نفر از فرزندان حسین. علیهمالسلام..»
لیست منابع:
منابع :صحیح بخاری ج۱ص۳۹
صحیح بخاری ج۴ص۱۶۱۲
صحیح بخاری ج۷ص۹
صحیح مسلم ج۳ص۱۲۵۷
مسند احمد ج۱ص۳۲۵
الطبقات الکبری ج۲ص۲۴۲
الإرشاد ج۱ص۱۸۳-۱۸۴
الأمالی شیخ مفید ص۳۶-۳۷
کتاب سلیم بن قیس ص۳۹۸-۳۹۹
بحار الأنوار ج۲۲ص۴۶۸-۴۷۴
بحار الأنوار ج۲۰ص۵۲۹-۵۳۵
شرح نهج البلاغه ج۶ص۵۱
مناقب آل ابیطالب ج۱ص۲۳۵
السنة للخلال ج۱ص۲۷۱
اللهم عَجِّل فَرَجَهُ وَ مَخْرَجَهُ وَ انْصُرنَا بِهِ نَصْراً عَزِیزاً
@vasaelalshia|وسائل الشیعه