ای کاش صد دل باشدم ای جان و دل قربانِ تو چون سبحه یک‌یک بهره‌مند از… — وارش — TG.ME

ای کاش صد دل باشدم ای جان و دل قربانِ تو
چون سبحه یک‌یک بهره‌مند از کاوشِ مژگانِ تو

محرابِ ابرویِ تو را نازم که پیوسته در او
صف‌های طاعت پیش و پس استاده از مژگانِ تو

جانا کجا داری خبر از اشکِ بی‌آرامِ ما؟
چون طفلِ بدخویی چنین ننشسته در دامانِ تو

از تیغِ بی‌زنهارِ تو یا رب کدامین بیشتر
بر سینه‌ی من زخم‌ها، یا کشته در میدانِ تو

شد خشک‌سالِ عافیت، کو تیر بارانِ غمت؟
شاید دلم آبی خورَد از آهنِ پیکانِ تو

زنجیر اگرچه سربه‌سر چشم است، بر من ننگرد
از بس مکرّر گشته‌ام در گوشه‌ی زندانِ تو

بر گریه‌ات یک ‌ره کلیم آن شوخ اگر زد خنده‌ای
هر قطره گوهر می‌شود در دیده‌ی گریانِ تو


● کلیم کاشانی




🌧 @varesh31 ࿐ྀུ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌┅─
August 21, 2026 53 1