تمامِ یارسان، در انتظارِ ظهورِ شماست و بدونِ جلوهٔ ذاتیِ شما، فروغی بر تکیهٔ شریفتان، نمایان نمیشود. کرم بفرمایید و بازگردید و در جامهٔ بشری، ظهور کنید و بر تختِ شاهیِ تکیهٔ نور، بنشینید و جلوس فرمایید. در جیحونآباد، بار دیگر، ندایِ حقطلبانه سر دهید و حقیقت را آشکار کنید و این ماتم و غمِ یارسان را به جشنِ شادی، دلدادگی، عشق و معرفت، تبدیل فرمایید. آن پیغام و نامهٔ دلداری و دلالت را برای تسلیِ خاطرِ رنجدیدگانی که در این تاریکی و بیفروغی، موردِ عتاب قرار گرفتهاند، از کارخانهٔ غیب، برایِ یارانِ ازلی و نامآوران، ارسال فرمایید. تا این جسمهایِ خاکی و نیمهجانِ مردانِ حق که چون یعقوب، خسته و رنجور شدهاند، با بویِ عطرآگینِ پیغامِ ازلیِ شما، جان بگیرند و شوقِ وصال، دیدگانِ ظاهر و باطنِ یارسان را یکبار دیگر، روشن گرداند. آقا عباسِ عزیز، وجودِ مبارکِ شما، ذاتِ شریفِ حقانی و معجزهگر در تمامِ ادوارِ تاریخ است و جلوهگریِ شما، معدنِ کرم و بخشش برای جامعهٔ یاری و گشایندهٔ تمامِ گرهها، دردها و رنجهاست. حیات، زندگی و ممات (فانیشدن) برای شما، معنا ندارد؛ چراکه هر لحظه، در جامهای از وجودِ ذاتی و صفاتیِ خود، برای هدایتِ بشر، ظهور میفرمایید. هیچ کس در عالمِ هستی، اسرارِ وجودیِ شما را درک نمیکند و هیچ کس، بر تمامِ کارها و افعالِ ظاهری و باطنیِ شما، واقف نیست. آقا، بر تمامِ جامعهٔ یاری، رحم فرمایید؛ چراکه یاران، امید به کرمِ ذاتِ مقدسِ شما بستهاند تا از این دامگاهِ نفسانی و شیطانی که چهارده بَدان، آن را تنیدهاند، رهایی یابند. شما را به آن پردهٔ حجابِ اسرارآمیزتان که در ظاهر، در عالمِ هستی، پنهان شدهاید و به آن ذات و ذرهٔ باطنی و سبحانیتان، سوگند میدهم و به آن چهره و جمالِ پرشوق و نورانیتان و همچنین به دون و جامهٔ شریعتِ خود، یعنی حضرتِ مولاعلی (علیِ عمرانی)، سوگند میدهم که چون یوسفِ پیغمبر، یکبار دیگر، جلوهگر شوید و دیدگانِ تمامِ یارانِ منتظر را با چهرهٔ لمیَزلیِ خود، روشن گردانید. --- پانزدهم: دعا و نیایش به درگاهِ شاهِ جیحونآباد ای شاهِ جیحونآباد، به درگاهت، دعا و نیایش میکنم و التماس مینمایم. ای مسندنشین و ای شخصیتِ ذاتیِ عظیمالشأن، که هیچ کس به اسرارِ بنیادینِ تو پی نمیبرد، جایِ فریاد و التجایِ من، تنها پیشگاهِ توست. به غیر از بارگاهِ ملکوتیت، به که پناه ببرم؟ تا کی در پردهٔ اسرار، پنهان خواهی ماند و نظارهگرِ این ظلم و ناملایماتی خواهی بود که بر یارانِ حق، فرود آمده است و به فریادِ مظلومانِ عالم و دوستدارانِ حق و حقیقت، نمیرسی؟ اگر منظور و مقصودِ تو، ظهورِ مهدیِ موعود (پیرِ بنیامین در عالمِ حقیقت) پس از هزار و هِن (بینِ هزار و یک سال تا هزار و نهصد و نه سال پس از ظهورِ آخرین پیامبر) است، آری، ظهورِ اسلام، از هزار سال گذشته است. مگر چند سال دیگر برای ظهورِ صاحبکارِ عالم و پیرِ ازلِ اقدم، باقی مانده است؟ نکته: در روایاتِ شریعت و کلامهایِ حقیقت، تعجیل شده که بیش از هزار سال پس از ظهورِ اسلام، یارِ موعود، ظهور خواهد کرد. این وعدهٔ الهی، از هزار و یک سال تا هزار و نهصد و نه سال، ممکن است محقق شود. اکنون که بیش از ۱۳۰۰ سال از ظهورِ شریعتِ اسلام میگذرد، نشانههایِ ظهور، در حالِ نمایانشدن است. محمدِ قاسم، گویندهٔ کلام، به این موضوع اشاره دارد و خواستارِ تعجیل در ظهور است. البته شما، صاحبِ کرم هستید؛ نه تنها در زمانِ ظهور و روزِ حساب و کتاب، بلکه هر لحظه که اراده فرمایید، حکمِ ازلیِ شما در هر موردی، بر اساسِ عدالتِ حقانی، با ضرب و توانِ مافوقِ بشری و همراه با سنگینیِ ذاتیتان، برای هر شخصی و در هر مکان، جاری و ساری است. اعمال و افعالِ شما، برای برپاییِ عدالتی فراتر از تصورِ بشری است. صد سالِ خلقتِ جهان، نزد شما، به یک سال، حساب میشود. چنان عدالت را اجرا میفرمایید که انعکاسِ رفتارِ بشری، به خودِ شخص، بازمیگردد و کسی، گمان نمیبرد که عدالتِ حقانیِ شما، در این خصوص، جاری و ساری شده است. آری، امروز، با این همه نخوت، سردیِ معنوی، خاموشیِ اَجاقهایِ خاندانها، کجراهی و کجرفتاریِ جامعهٔ بشری و بهویژه جامعهٔ یاری و سیطرهٔ چهارده بَدان (چهارده شیطان و انفاسِ امّاره) بر قلوب و جوانحِ انسانیت، وعدهٔ ظهورِ ناجیِ بشریت، فرا رسیده است و امروز، زمانِ کرم، بخشش و دادخواهیِ مظلومانِ عالم و مظلومانِ جامعهٔ یاری است. ای آگاه و دانایِ تمامِ کارهایِ عالمِ هستی، از شما استدعا دارم که بهانهای برای تأخیر در ظهورتان، نیاورید. شما را به حاجت و نازرواییِ یارانِ پاک و ازلنشانتان، سوگند میدهم. ما که خون و گوشتِ خام و ناآگاه به اسرارِ پشتِ پرده و اسرارِ الهی هستیم، از راهِ جوانمردی و مروت، به درگاهتان التجا میبریم. با این همه بیحالی، بیراهی و سردیِ معنوی، دیگر تاب و توان و فروغی برایمان نمانده است. بیا و
@@شاه حیاس@@: post #5328 — TG.ME
August 12, 2026 1.2K 17