یکدیگر، بهوضوح و بهدرستی بیان کنید و سرهای خود را با جوزِ یاری، به هم پیوند دهید و پیر و مریدِ هم شوید. نکته: بالاترین مقامِ معنوی برای سالکانِ راهِ حق و یارسانیان، سر فدا کردن و شهادت در راهِ معبود است. این مهم، یعنی سردادگی، در آیینِ حقیقت، بهصورتی معنادار، برای سالکان و تکتکِ پیروانِ دینِ یاری لحاظ شده است؛ یعنی از بدوِ تولد، مشقِ سردادگی میکنند. دعایِ جوزِ سر که از سلسلهگفتارهای پیرِ موسی است، یک شهادتنامهٔ مترقی بهشمار میرود. هر بار که در مراسمِ سرسپردگیِ طفلی، این دعا خوانده میشود، اعضایِ جمنشین و افرادی که در پشتِ جم نشستهاند، با تکرار و آمینگفتن، نسبت به آن مراتب و محتوایِ شهادتنامه، اذعان و با حضورِ قلب، تأیید میکنند. در مراسمِ سرسپردگی، سه قربانی، با دعادادنِ چاقو (که نمادِ کیبَر یا ذوالفقار است)، بهنمادِ سردادگی، سر بریده میشود. قربانیها، یکی خوندار (مانندِ خروسِ بالغ) و دو قربانیِ بیخون (مانندِ گرده و جوز) هستند که این سه قربانیِ بههمپیوسته، به نیابت از سرِ شخصِ یارسانی، در راهِ حق فدا میشوند. سرِ ظاهریِ تمامِ کسانی که جوز شکستهاند و سرسپرده شدهاند، بهطورِ عاریه، تا زمانی که در قیدِ حیات هستند، بر تنِ آنها قرار دارد و پس از فراغت از این جسم، این سرِ عاریهای به صاحباصل، یعنی سلطانِ سحاک، تقدیم میشود و در محضرِ شاهِ عالم، در قطارِ یاری قرار میگیرد. هر یارسانی، بهواسطهٔ ریاضتی که با پاکی و راستی در دونِ قبلیِ خود کشیده، و بهواسطهٔ طیِ طریق در مراحلِ شریعت، طریقت و معرفت، با نمرهٔ قبولی، واردِ دانشگاهِ یاری و دورهٔ حقیقت میشود. بههمینخاطر، در بدوِ تولد، با بالاترین مقامِ معنوی، یعنی شهادت و سرسپردگی در راهِ حق، نائل میگردد و این مدالِ پرافتخارِ معنوی و ازلی را بر گردن میآویزد. پیرِ ظاهر در خاندانهایِ یازدهگانهٔ حقیقت که از اعقابِ یارانِ هفتوانهای است، دستگیر و مرادِ شخصِ سرسپرده است و نقطهٔ اتصال و واسطهای برای بهکمالرساندن و وصالِ سالک و سرسپرده بهشمار میرود. --- ادامهٔ کلامِ پیرِ بنیامین پیر، خطاب به یارانِ هفتوانه در پردیور، میفرماید: این ابلاغِ سرسپردگیِ شما به یکدیگر، از شروط و پیمانهای ساجناری (پیش از خلقتِ کائنات) است که هماکنون، به لطف و کرمِ صاحبکارِ عالم، تجدید و روشن گشته و به منصهٔ ظهور رسیده است. با دستِ یکدیگر و در مقامِ پیر و مریدی، در این جامه و جسم، به موطنِ اصلیِ خود، یعنی محضرِ خداوند و حضورِ حق، مفتخر میشوید و به وصالِ یار میرسید. در اینجا، پیرِ بنیامین، به بقا و ذریتِ یارانِ هفتوانهای در آینده اشاره میکند و بهصراحت تأکید مینماید که اولاد و نسلهای هفتوانه که ساداتِ خاندانهای حقیقت و حاملانِ پیامِ خاوندکاری با سروشِ باطنی و رهیافتگانِ راهِ حقیقت هستند، باید با یکدیگر ازدواج کنند و حلالِ خود را بپسندند تا نسلشان با قدرتِ ذاتی و صفاتیِ بیشتری، برای پیری و مرادی، جلوهگری کند. پیرِ بنیامین در این بخش، با رویکردی همراه با بهت و تعجب، به نسلهایِ هفتوانه (سادات) هشدار میدهد و تأکید میکند که مبادا با ازدواجهای عجیب و غریب با طبقاتِ پایینتر و غیرِ خود، نسلشان از نظرِ وجهه و جلوهٔ ذاتی، دچارِ تقلیل و نقصان شود و در چرخهٔ حقیقت، دچارِ لنگی و کجی گردند و نهایتاً راهِ خروجِ خود را از رسالتِ محوّلهٔ یاری، با سرعت طی کنند. پیرِ بنیامین در این تکبیت، تشبیهی زیبا دارد و تداعیکنندهٔ این است که هفتوانه و خلقتِ آنها، دارای رنگ و بویِ خاصِ ذاتی است و اشاره به خُمِ رنگرزی دارد که مبادا با ازدواج با غیر، رنگِ زیبا و ازلیِ شما با رنگهایِ ناقصِ دیگر، مخلوط شود و با رنگی ناقص و غیرِ متعارف که فاقدِ هرگونه دلربایی است، ظاهر شوید. (یعنی ازدواجِ نسلِ یارانِ هفتوانهای، خُمِ رنگرزی نیست که با هر شخصی وصلت کنند و هر نسلی به شکلی ناقص در جلوهٔ جلالیه متولد شود.) در تکبیتِ بعد، به نسلهای هفتوانه (ساداتِ یارسانی) میفرماید: به هیچوجه با مرید ازدواج نکنید و بر اساسِ اصول و قانونِ پریوری، بدونِ هیچ گونه حیله و فنی، با عشق، شناخت و معرفت، با هم ازدواج کنید؛ چراکه بهطورِ عام، تمامِ طایفههایِ یارسانی، فرزندانِ معنوی و باطنیِ سادات و نسلِ یارانِ هفتوانهای بهشمار میروند و ازدواج با آنها، مانندِ ازدواج با فرزندِ خود است. و بهطورِ اخص، یارانِ هفتوانهای که به هم سر سپردهاند، نباید با هم ازدواج کنند. مثلاً سیدِ محمدِ گوراسوار، سرِ خود را به سیدِ ابوالوفا میسپارد و متعاقباً سیدِ ابوالوفا، سرِ خود را به سیدِ محمدِ گوراسوار میسپارد؛ یعنی بهنحوی از انحا، آنها هم پیرِ همدیگرند و هم مریدِ همدیگر، و نسلِ آنها نباید با هم ازدواج کنند. در پایان، پیرِ بنیامین میفرماید: با این پیمانه و معیار و سنجشی که در کلام برای شما طراحی شده، زوجین از نسلِ @vardk
@@شاه حیاس@@: post #5322 — TG.ME
July 29, 2026 1.1K 19