چرا بعضی وقتها دقیقاً همان چیزی را انتخاب میکنیم که میدانیم به ضررمان است؟
تا حالا شده بگویی: «میدونم این رابطه برای من خوب نیست، ولی نمیتونم رهاش کنم.»
یا: «میدونم نباید اینقدر خودم رو سرزنش کنم، ولی دست خودم نیست.»
یا حتی: «همیشه آدمهایی وارد زندگیام میشن که آخرش منو اذیت میکنن.»
این اتفاق لزوماً به این معنی نیست که تو «انتخابهای بدی» داری.
گاهی ذهن ما به چیزی که آشناست، بیشتر از چیزی که سالم است اعتماد میکند.
اگر در کودکی محبت را فقط وقتی دریافت کرده باشیم که مطابق انتظار دیگران رفتار کنیم، ممکن است بعدها هم رابطهای را که در آن باید دائماً خودمان را ثابت کنیم، با «عشق» اشتباه بگیریم.
اگر همیشه مجبور بودهای قوی باشی، ممکن است حتی در بزرگسالی هم از کمک خواستن احساس ضعف کنی.
و اگر بارها احساس کردهای دیده یا شنیده نمیشوی، ممکن است ناخواسته وارد رابطههایی شوی که همان احساس قدیمی را دوباره زنده میکنند.
ذهن همیشه دنبال بهترین انتخاب نیست؛ گاهی دنبال آشناترین انتخاب است.
شناخت این الگوها اولین قدم برای تغییر آنهاست.
چون وقتی بفهمی چرا یک رفتار یا رابطه را تکرار میکنی، تازه میتوانی انتخاب متفاوتی داشته باشی. 🌱
شاید مسئله این نباشد که «چرا همیشه اینطور میشود؟»
شاید سؤال مهمتر این باشد: «چه الگویی دارد دوباره و دوباره تکرار میشود؟»
@zehne_agaah
Forwarded fromذهن آگاه
62
6
4
4September 5, 2026 15K 150