مهمان توام چند صباحی دگر ای عمر! اینقدر میازار من سوختهجان را گر نیست به جز خون جگر مزد من از عشق بر شانه چرا میکشم این بار گران را تا من شوم آسوده و خشنود شود یار با من بزن ای مرگ! به تیری دو نشان را فاضل نظری
September 3, 2026 44 3 2
مهمان توام چند صباحی دگر ای عمر! اینقدر میازار من سوختهجان را گر نیست به جز خون جگر مزد من از عشق بر شانه چرا میکشم این بار گران را تا من شوم آسوده و خشنود شود یار با من بزن ای مرگ! به تیری دو نشان را فاضل نظری