🔍سیاستهای خیابانی
▪️انگار تا اطلاع ثانوی نمیشود درباره چیزی جز خیابان حرف زد. نه اینکه تمام سیاستورزیها را به خیابان تقلیل دهیم و به این امید باشیم که در نهایت این خیابان است که شیوه خاصی از نمایندگی را تعیین تکلیف میکند. یا به رسم اپورتونیستها، هر شکلی از خروج دستهجمعی را با اتصاف به تودهگرایی یکسره تخطئه کنیم.
🔸وقتی اشکال مختلف مطالبه یا بخوانید منازعه در ساحت سیاستگذاری به نتیجه نمیرسد، در نهایت این خیابان است که از خلال بههم زدن نظم نمادین، منازعه را از سطح هموار و پشت اتاقهای شیشهای و شیک، به جای دیگری میبرد و بهمیانجی معلق کردن نمایندگی توافقی شکل خاصی از بازیگری را اقتضا میکند. جایی که از قضا حد و حدود ندارد و پر از دستانداز و کوچهپسکوچه است.
🔹اگر شما در فلان مقام، در فرایند سیاستگذاری دارای بهمان وزن هستید که از خلال مداخلهتان چیزی را- فارغ از چند و چون و کیفیاتش- در فضا جاری میکنید، آنگاه که منازعه به خیابان میکشد دیگر شما کسی جز بخشی از یک کالکتیویته بیشکل نیستید. چنین دگردیسیای همزمان با سوژههایش، فضای خاص خودش را هم تولید میکند. دیگر همه بخشی از یک اجتماع هستیم که اگرچه داریم ماشین سیاستگذاری را هل میدهیم، اما تک به تک توگویی هیچ امکان اشاره نداریم. شما نمیتوانید نشان دهید، آن که در گوشهای ایستاده، چقدر وزن دارد. فقط میدانیم که او هم آمده بود.
▫️عجالتا دنبال این نیستیم بگوییم، حقیقت دست کیست. هر کسی در حد و اندازه خودش حامل بخشی از آن است. اگر که در این میان اصلا این مفهوم به کار کسی بیاید.
▪️رویکردهای مختلفی درباره اتفاقات اخیر وجود دارد. اکثر این رویکردها- که در جای خود ارزشمند هم هستند- در واقع بیشتر در سطح نوعی از نمایندگی معنا پیدا میکنند. تا بمثابه نوعی از پرکتیکالی-در-معرض-چیزی-بودن. اکنون که باز خیابان به سیطره ماشینها در آمده و باز ما در ترافیک گیر کردهایم، نمیخواهیم تمام تحلیلها را به استراتژیهای مصادره تقلیل دهیم. اما تا جایی که به اشکال مختلف نمایندگی مربوط است، خیلی هم نمیتوان از این استراتژیها چشم پوشید.
🔸تحلیلهای راستگرایان سلطنتطلب که تکلیفش روشن است. سر و تهش را بزنید، این مواجهات را میشود در همان سطح استراتژی مصادره و نوعی از استبدادطلبی تاریخی تعیین تکلیف کرد. چنین رویکردی بهواقع نشان میدهد تاریخ بیش از هر زمانی حرکت از یک سلطه به سلطهی دیگری است.
▫️از طرف دیگر، تحلیلهای دیگر هم داریم که میتوان آنها را بر اساس نوع مواجه با زبان، بدن و ساختار تقسیمبندی کرد.
▪️ برخی با تاکید بر نوعی استِتیک میگویند، جنبش اخیر اکتی است که هنوز زبان خودش را پیدا نکرده است. در این معنا، در این لحظه حضور خودش فینفسه همان زبان جمعی است که در خیابان بدنمند میشود. از این زاویه، دیگر این چندان محل بحث نیست که شعارها چه چیزی را بازتاب میدهند یا نمیدهند. مساله این است که ما با یک خروج دستهجمعی از نظم نمادین طرفیم که در نوع خودش معنایی را میرساند.
▪️ از طرف دیگر برخی با تاکید بر ملاحظات زبانشناختی میگویند، اعتراضات اخیر در ساحت زبان، کموبیش نوعی از ارجاعات ارتجاعی را نمایندگی میکند. این رویکرد، بیش از آنکه در سطح اکت باشد، روی شعارها متمرکز است. از این منظر، رادیکالیسم صرفا در خروج دستهجمعی و نوعی آزادی منفی- آزادی از- نیست، بلکه چگونگی این خروج و نوعی از موضعگیری معطوف به رهایی هم اهمیت سیاسی دارد. در اینجا اهمیت استراتژیک دارد شما در مقام سوژه سیاسی کموبیش آگاه باشید، چه چیزی را میخواهید.
▪️ برخی دیگر نیز معتقدند، رادیکالیزه شدن اعتراضات خیابانی بیش از هر زمانی حاصل تشکلزداییهای سیستماتیک در دهههای اخیر است. در این رویکرد، مساله فارغ از اکت و زبان، آن دسته از میانجیهایی است که تاریخا امکان مطالبهگری طبقات اجتماعی را از بین برده است. چنین فرایندی در نهایت منجر به پررنگتر شدن فضایی به نام خیابان و همراهی بیشتر طبقات اجتماعی با یکدیگر در برابر نظم مرکزی شده است.
🔸 فارغ از کشمکشهای گفتمانی، تا جایی که به چیزی به نام شهرسازی و معماری برمیگردد، در اینجا مساله پتانسیلهای فضا برای انواع مطالبهگریها و متعاقبا به پرسش کشیدن حقیقت مرکزیتیافته است.
🔹شما چه فکر میکنید؟
#جستارهایدریافتی
#فضاوسیاست
#بهحومهبیایید
https://t.me/urbannEssay
Telegram
حومه
جایی برای تاملات فضایی
ارتباط با ادمین
و ارسال جستارها:
@Urban_Essay

13
3
2
2
1February 7, 2026 3.2K 18