حومه: post #558 — TG.ME

🔍انتقال پایتخت؛ ضرورت‌های تمرکززدایی

▪️در ماه‌های اخیر بار دیگر بگومگوها پیرامون انتقال پایتخت بالا گرفته است. این‌بار دولت‌ هم- که تدریجا خودش را از همه میدان‌ها عقب کشیده- به صراحت اعلام‌ نگرانی کرده و بدین‌واسطه بار دیگر خوراک خوبی برای پژوهیدن فراهم آمده است. از یک‌طرف برخی‌ها می‌گویند، اگر پایتخت را جابجا کنیم، تمام مشکلات‌مان حل و فصل می‌شود. از طرف دیگر، برخی هم بر این داعیه‌اند که چنین اقدامی صرفا قسمی تخفیف بحران خواهد بود.

🔸البته این مساله، تاریخ طولانی دارد.

▫️سال ۱۳۶۴ ابتدا این ایده مطرح شده و برخی مطالعات هم در این باره صورت گرفت. اما در شرایط جنگی کم‌کم در سطح همان ایده و چند تا مطالعه باقی ‌ماند.

▫️سال ۱۳۷۵ طرح «اصلاح قانون انتقال پایتخت» در مجلس مصوب شد. برخی مکان‌یابی‌هایی هم در این‌باره صورت گرفت.

▫️ سال ۱۳۹۲ کلیات «طرح ساماندهی و انتقال پایتخت سیاسی و اداری» تصویب شد که همین سال مرکز پژوهش‌های مجلس هم آن را تایید کرد.

▫️ سال ۱۳۹۴ «قانون امکان‌سنجی انتقال مرکز سیاسی و اداری کشور و ساماندهی و تمرکززدایی از تهران» توسط مجلس تصویب شد و در ۱۶ اردیبهشت توسط شورای نگهبان تأیید شد. طبق این قانون، باید «شورای ساماندهی مرکز سیاسی و اداری کشور و تمرکززدایی از تهران» تشکیل شود تا مطالعات امکان‌سنجی را پیش ببرد.

▫️ سال ۱۴۰۳ در دولت و مجلس دوباره بر ضرورت انتقال پایتخت تاکید شد.

▫️ تا اینکه در سال ۱۴۰۴ مشخصا موضع‌گیری رئیس‌جمهور درباره تخلیه تهران در صورت عدم‌بارندگی تا پایان آذرماه، بار دیگر مساله انتقال پایتخت را به کلیدواژه پژوهش‌ها و دستور جلسات دستگاه‌های مربوطه تبدیل کرد.

🔹در هر دوره کلیدواژه‌های انتقال پایتخت متفاوت است. در یک دوره بر ضرورت‌های امنیتی و سیاسی تاکید می‌شود. در دوره‌ای دیگر بر ملاحظات اقتصادی و اجتماعی تاکید می‌شود. اما امروز به نظر می‌ٰرسد، ملاحظات زیست‌محیطی و اقتضائات اقلیمی کلیدواژه مرکزی است.

▪️فارغ از کشمکش‌های گفتمانی و دستگاهی پیرامون انتقال پایتخت، باید بگوییم از هر طرف که برویم ضرورتا باید هزینه‌های هنگفتی در راستای انتقال با عدم‌انتقال پایتخت پرداخت کنیم. هزینه‌هایی که بیش از هر زمانی حاصل اشکال مختلف تمرکزگرایی طی دهه‌های متوالی در جایی مثل تهران بوده است. نظام برنامه‌ریزی ما- که تاریخا مبتنی بر الگوهای توسعه مرکز-پیرامون و قطب رشد جلو آمده- دچار قسمی بیماری است که از آن تحت عنوان ماکروسفالی یاد می‌شود. وضعیتی که سر نسبت به سایر اعضای بدن با سرعت بیشتر رشد می‌کند.

🔸مادامی که تمرکزگرایی و مرکزمحوری مخرج مشترک تمام سیاست‌های شهری و منطقه‌ای ماست، پایتخت هر کجا که برود نهایتا قرار است از خلال رویه‌های نابرابر توزیع منابع و منافع و قسمی تنظیم‌گری معطوف به مرکزیت آنجا دوباره مثل تهران شود. در این معنا، وقتی از انتقال پایتخت حرف می‌زنیم، از صدور مرکز به این‌طرف و آن‌طرف حرف می‌زنیم. در این وضعیت، هر مرکزی، پیرامون‌های خودش را هم تولید می‌کند. فرق نمی‌کند اسمش تهران باشد. یا هر چیز دیگر.

🔹به نظر می‌رسد موضوع اصلی در نسبت با انتقال پایتخت، بحران زیست‌محیطی است. یعنی نظام مدیریتی ما ناچار است بعد از چند دهه چه در ساحت سیاست‌گذاری و چه برنامه‌ریزی و اجرا خودش را با تغییرات اقلیمی سازگار کند. این مساله صرفا هم محدود به انتقال پایتخت نیست. مساله پیش از هر چیزی، ضرورت حرکت به سمت یک نظام برنامه‌ریزی دموکراتیک است.

#جستارهای‌دریافتی

#انتقال‌پایتخت

#برنامه‌ریزی‌دموکراتیک

#به‌حومه‌بیایید


https://t.me/urbannEssay
Telegram
حومه
جایی برای تاملات فضایی ارتباط با ادمین و ارسال جستارها: @Urban_Essay
👍7❤6👏5👌3🙏1
November 17, 2025 3.2K 12