@unholynotes · 301 subscribers
اشک ریختم. صورتم را به بالش فشار دادم و فریاد کشیدم. خودخوری کردم. مشت به دیوار زدم. به افکار تاریکم فضا دادم. از زمین و زمان شاکی شدم و در نهایت همهی اینها را نوشتم و کاغذ را انداختم زیر تخت. هر شب همین بساط است.
The short link opens the channel straight in the Telegram app — not in a browser tab.
tg.me/go/unholynotesIs this your channel? Add @tgme as admin — and see how many people click your links. Get the stats →
Channel created June 2, 2023per Telegram
We have been tracking it since August 6, 2026
In all that time the channel has changed neither its name, nor its @username, nor its avatar.
We show only what we have seen ourselves.
ممد فرستاد*
Kourosh Yaghmaei - Khaar (خار)
گمان میکردم رفتنها و نماندنها آسودگی به همراه دارند؛ فکر میکردم آدم وقتی چیزی را از خودش دور میکند، بخشی از سنگینیاش را هم دور انداخته است. بار از شانه برمیدارد، نفس را آزاد میکند و جایی، در انتهای این راه، آسایش منتظر آدم میماند. اما حالا که بر بلندای بگاییهای زندگی نشستهام و به رفتنها…
Mushroom One
خواب دیدهام که دوستم داری و وقتی گلوله میخورم، تو بالای سرمی و بالاخره آن جملهی جادویی را ادا میکنی. کلماتی ساده که مثل ملکان بدرقه تا دری نامرئی همراهیم میکنند، دری بین من و جهان تو. پس دوستم داری وقتی خیابان با تن ما پیش و پس میرود و خون شتک میزند روی دیوارها، دوستم داری و سعی میکنی نجات…