🔸🔹🔸
🔹🔸
🔸
#شعر_طنز
#دوبیتی
اینترن فداکار
اینترنی مریض رو به موتی دید👀
سریع نوتی گذاشت و زود پرید 🏃
بر صندلی ای نشست در تالاری🧑🦽
که از آن می گذشت دستیاری 👨⚕
رزیدنت خوب طب اورژانس
رفت سراغ مریض و کرد آواز 😯
گفت اوخ اوخ چه وایتال ساینی ❗️
چه دمایی چه ریتی عجب پالسی 🫣
دست و پایت سیانوز و کبود و سرد🦵
نیست بالاتر از سیاهی رنگ 🖤
نیست پور پروگنوز تر از تو در مردان😱
سریعا کد اعلام کنید پرستاران❌
اینترن ما می خواست که فرار کند
ز احیا کردن مریض سروا کند
ولی از بخت بدش حین فرار🏃
گرفته شد مچش توسط دستیار😮
گفت این چه نوتی بود که نوشتی؟!
نیست پور پروگنوز تر از این مریض در بهشتی😅
اینترن که جا خورده بود از آن حرفش
دستکش را پوشید و رفت سرِ وقتش🙃
اینترن آمده تا جبران کند
مریص بی جان را احیا کند💪
با چنان زوری می کرد مریض را احیا
که رزیدنت و پرستار گفتند عجبا😮
ناگه علائم گشت پایدار🙀
نتیجه داد تلاش آن مرد کار✊
در این حین چشم مریض شد بیدار👀
گفت احسنت اینترن فداکار👏👏
اینترن گشته پیروز از این کارزار
گفت نکته ای به آن دستیار👇
ای رزیدنت، دستیار عزیز! ❗️
به عمل کار برآید به نوت نوشتن نیست. 👌😉
..............................................
@umshamed
🔸🔹🔸
🔹🔸
🔸
8
5
3
3
2
1April 17, 2025 1.9K 5 7