رقیبمون با یه محصول "زشت" بازار رو گرفت؛ در حالی که ما درگیر خوشگل کردن دکمهها بودیم!
چند سال پیش توی پروژهای بودم که مدیرش عاشق کلمه پرفکت بود. هر دوشنبه جلسه میذاشتیم. روی وایتبرد ایدههای شاهکار مینوشتیم. "این دکمه انیمیشن داشته باشه."، "اون گزارش باید خروجی اکسل و PDF همزمان بده."، "UI باید در حد اپل باشه."
ما داشتیم برای ایدهآل میجنگیدیم. احساس میکردیم قراره تاریخسازی میکنیم.
نتیجه؟ یه فاجعهی تمامعیار.
۶ ماه گذشت و ما هنوز داشتیم دکمهها رو پولیش میکردیم. یه روز صبح بیدار شدیم و دیدیم رقیبمون با یه محصول "نصفه و نیمه"، "زشت" و "باگدار" اومد بالا.
ما خندیدیم: "این چیه؟ آبروریزیه!" ولی بازار نخندید. بازار خرید.
چرا؟ چون وقتی ما داشتیم توی آزمایشگاه روی "کمالگرایی" کار میکردیم، اونا داشتن توی "بازار" فیدبک میگرفتن. اونا باگهاشون رو با مشتری حل کردن، ما باگهامون رو با تخیلاتمون.
به این پدیده میگن: Feature Creep (خزش ویژگی). این قاتلیه که با لباس شیک کیفیت میاد تو شرکتت و استارتاپت رو خفه میکنه.
رید هافمن (بنیانگذار لینکدین) یه جمله داره که میگه: "اگر از اولین نسخه محصولتان شرمنده نیستید، یعنی خیلی دیر لانچ کردهاید."
محصول کامل، محصولیه که مرده. محصول زنده، ناقصه ولی داره کار میکنه.
درس امروز: هر فیچری که قبل از لانچ (فقط برای خوشگلتر شدن) اضافه میکنی، یه میخ جدید به تابوت محصولته.
@DevTwitter | <Hossein Moradi/>