❖ چرا با این همه تورم، جهش دلار و ورود کلی شرکت جدید، ارزش دلاری بورس ایران هنوز نتونسته از محدودههای قدیمی خودش فاصله بگیره؟
اینجا همون جاییه که اگه فقط به تابلو نگاه کنیم، ممکنه اصل ماجرا رو نبینیم.
امروز ارزش بازار بورس ایران حدود ۹۷ میلیارد دلاره.
عدد بزرگیه.
اما وقتی پای زمان رو وسط میکشیم، تصویر یهجور دیگه خودش رو نشون میده.
سال ۱۳۹۵ ارزش دلاری بورس تهران حدود ۱۰۰ میلیارد دلار بود.
یعنی نزدیک ۱۰ سال گذشته و ارزش دلاری بازار دوباره برگشته حوالی همون عدد.
اما یه تفاوت مهم وجود داره.
این دیگه همون بازار ۱۰ سال پیش نیست.
تو این سالها شرکتهای جدید وارد بازار شدن.
حالا اگه ارزش دلاری شرکتهایی رو که از سال ۱۳۹۵ تا امروز وارد بازار شدن، حدود ۳۵ میلیارد دلار بگیریم، برای یه مقایسه ساده میتونیم اثر این شرکتهای تازهوارد رو از ارزش فعلی بازار کنار بذاریم.
۹۷ میلیارد دلار ارزش امروز بازار
منهای حدود ۳۵ میلیارد دلار ارزش شرکتهای جدید
میرسیم به حدود ۶۲ میلیارد دلار.
یعنی اگه شرکتهای تازهوارد رو از معادله کنار بذاریم، ارزش دلاری بخش قدیمی بازار امروز حدود ۶۰ میلیارد دلار درمیاد.
حالا این عدد رو بذار کنار ارزش دلاری بازار در بخش بزرگی از دهه ۱۳۹۰ که حوالی ۱۰۰ میلیارد دلار میچرخید.
اینجا با یه فاصله حدود ۴۰ میلیارد دلاری طرفیم.
اما صبر کن.
این محاسبه به این معنی نیست که بورس امروز دقیقاً ۴۰ درصد ارزون شده.
داستان یه لایه عمیقتر داره.
باید بریم سراغ چیزی که معمولاً پشت قیمتها گم میشه.
سرمایهگذاری.
اقتصاد فقط با تورم و دلار و پول بزرگ نمیشه.
برای اینکه یه اقتصاد واقعاً بزرگتر بشه، باید کارخانه ساخته بشه، ماشینآلات عوض بشن، تجهیزات توسعه پیدا کنن و ظرفیت تولید بالا بره.
و تصویر اقتصاد ایران در دهه ۱۳۹۰ چندان دلگرمکننده نیست.
تشکیل سرمایه ثابت ناخالص تو چندین سال این دوره افت کرده و نسبت سرمایهگذاری به تولید هم پایین اومده.
اما همین عدد هم کل داستان رو برامون تعریف نمیکنه.
چون هر سرمایهگذاریای به معنی اضافه شدن سرمایه جدید نیست.
یه بخش از پولی که شرکت هر سال برای سرمایهگذاری خرج میکنه، فقط میره برای جبران استهلاک سرمایه قبلی.
فرض کن یه شرکت ۱۰۰ واحد سرمایهگذاری کنه، ولی ۹۰ واحد از سرمایه موجودش تو همون دوره مستهلک بشه.
روی کاغذ ۱۰۰ واحد سرمایهگذاری کرده.
ولی در عمل فقط ۱۰ واحد به موجودی سرمایهاش اضافه شده.
حالا اگه سرمایهگذاری از استهلاک هم کمتر بشه، قضیه جدیتر میشه.
دیگه فقط سرعت رشد پایین نمیاد.
خود موجودی سرمایه هم شروع میکنه به آب رفتن.
ماشینآلات پیرتر میشن.
تجهیزات فرسودهتر میشن.
بهرهوری پایینتر میاد.
ظرفیت تولید محدودتر میشه.
و در نهایت، توان شرکتها برای ساختن سودهای جدید هم تحت فشار قرار میگیره.
حالا دوباره برگردیم به بورس.
قیمت یه سهم فقط ارزش چیزی نیست که شرکت همین امروز داره.
بازار بخشی از سودهایی رو که انتظار داره شرکت در سالهای آینده بسازه هم قیمتگذاری میکنه.
پس وقتی یه اقتصاد برای سالها کمتر از نیازش سرمایهگذاری کنه و همزمان بخشی از سرمایه موجودش هم فرسوده بشه، طبیعیه که چشمانداز رشد سود شرکتها هم تحت تأثیر قرار بگیره.
اینجاست که عدد ۶۰ میلیارد دلار جذاب میشه.
این عدد بهتنهایی نمیگه بورس ایران امروز ۴۰ درصد ارزونه.
ولی یه زنگ هشدار جدی برامون روشن میکنه.
بازاری که تو این سالها کلی شرکت جدید بهش اضافه شده، اگه اثر همین شرکتهای جدید رو کنار بذاریم، امروز فاصله قابلتوجهی با سطح دلاری گذشته خودش داره.
اون هم در اقتصادی که سالها با سرمایهگذاری ضعیف و فرسایش سرمایه درگیر بوده.
پس شاید بهتر باشه به جای اینکه فقط بپرسیم بورس چقدر ارزون شده، یه قدم عقبتر بایستیم.
ببینیم اقتصادی که این بورس روش سوار شده، امروز چقدر سرمایه واقعی داره.
چقدر از این سرمایه فرسوده شده.
و برای اینکه دوباره روی مسیر رشد بیفته، چقدر سرمایهگذاری تازه لازم داره.
چون اگه سرمایهگذاری دوباره راه بیفته، ظرفیتهای تولیدی بازسازی بشن، بهرهوری بالا بره و موجودی سرمایه دوباره رشد کنه، سود شرکتها دیگه فقط از تورم و بالا رفتن دلار نمیاد.
اون موقع رشد واقعی تولید هم میتونه پشت سودآوری شرکتها قرار بگیره.
و این دقیقاً همون نقطهایه که یه بازار ارزون میتونه از یه عدد جذاب تبدیل بشه به یه فرصت واقعی.
پاداش این نگاه فقط این نیست که یه سهم ارزونتر پیدا کنی.
پاداش بزرگتر اینه که وقتی به تابلو نگاه میکنی، فقط قیمت رو نبینی.
بفهمی پشت اون قیمت چه اقتصادی ایستاده.
چه مقدار سرمایه پشتشه.
چقدر از اون سرمایه فرسوده شده.
و سود آینده قراره از کجا بیاد.
این همون جاییه که توپولی میخواد نگاهت به بازار رو عوض کنه.
حساب کن، متفاوت باش.
@topoli
September 4, 2026 1.3K 23