❖ چرا باید سود پالایشگاه را از جیب مردم تضمین کنیم؟
اگر سهامدار پالایشی هستی، از همین اول روشن کنم:
این حرف علیه تو نیست.
تو حق داری سود بیشتری بخوای.
بحث من سهامدار نیست.
بحث اینه که وقتی اقتصاد منابع محدودی داره، این منابع رو کجا خرج میکنه و در ازاش چی به دست میاره.
پس فقط حساب کنیم.
اگر پالایشگاههای کشور روزی ۲.۳ میلیون بشکه خوراک مصرف کنن و نفت ۹۰ دلار باشه، ارزش سالانه خوراک میشه:
۲.۳ میلیون × ۳۶۵ × ۹۰
یعنی ۷۵ میلیارد دلار.
۵ درصد تخفیف روی این رقم:
۳.۸ میلیارد دلار.
با دلار ۲۲۰ هزار تومانی:
۸۳۰ هزار میلیارد تومان.
یعنی سهم هر ایرانی ۹.۲ میلیون تومان در سال و برای خانواده چهار نفره:
۳۷ میلیون تومان.
اینجا باید مکث کنیم:
این پول دقیقاً داره چه کاری برای اقتصاد میکنه؟
من نمیگم پالایشگاه صنعت مهمی نیست. اتفاقاً حیاتیه و سرمایهگذاری در این صنعت باید ادامه پیدا کنه.
ضمن اینکه همین الان هم در سازوکار خوراک، کیفیسازی محصولات دیده شده و پالایشگاهی که خروجی باکیفیتتری داشته باشه، تخفیف بیشتری میگیره.
اما یه نکته:
تخفیف خوراک به معنی ارزونتر شدن بنزین برای مردم نیست.
پالایشگاه فرآوردههاش رو طبق سازوکار قیمتگذاری به دولت میفروشه و تخفیف خوراک مستقیماً به قیمت بنزینی که تو جایگاه میزنی منتقل نمیشه.
حتی استفاده از نرخ ارز رسمی در محاسبات هم به معنی ارزونتر شدن بنزین نیست.
قیمت خوراک پالایشگاه و قیمت بنزین در جایگاه، دو موضوع جدا از هم هستن.
پس بحث فقط مقدار تخفیف نیست.
بحث اینه که چرا باید چنین منابع بزرگی رو برای ارزانتر شدن خوراک این صنعت کنار بذاریم؟
چون هر پولی که اینجا تخفیف میگیره، دیگه جای دیگه قابل خرج کردن نیست.
وقتی میگیم ۸۳۰ هزار میلیارد تومان، باید بپرسیم:
اگر این پول جای دیگری قرار میگرفت، چه چیزی برای اقتصاد میتونست بسازه؟
آیا بهتر نیست بخشی از این منابع سمت صنایعی بره که ارزش افزوده بالاتری ایجاد میکنن؛ کسبوکارهایی که صادرات، ارز، اشتغال و تولید بیشتری میسازن؟
اینجا دیگه مسئله پالایشگاه نیست.
مسئله، انتخاب بین فرصتهاست.
ما سالهاست بخش بزرگی از منابع و حمایتها رو در ابتدای زنجیره میذاریم؛ جایی که نفت، معدن و مواد اولیه قرار دارن.
بعد به بازار سرمایه که نگاه میکنیم، بخش بزرگی از شرکتهای بزرگ بورس یا نفتیان، یا معدنی، یا بانکی.
یعنی اقتصاد ما هنوز به فروش منابع، خامفروشی و واسطهگری مالی وابستهست.
در مقابل، شرکتهایی که محصول با ارزش افزوده بالا تولید میکنن، فناوری توسعه میدن و درآمد ارزی پایدار میسازن، سهم خیلی کوچکتری دارن.
شاید مشکل اقتصاد ایران فقط کمبود حمایت نیست.
شاید مشکل اینه که پول، همیشه به جایی که بیشترین ارزش رو بسازه نمیره.
اگر ۳.۸ میلیارد دلار منابع داریم، چرا اولین انتخابمون باید ارزانتر کردن خوراک یک صنعت باشه؟
چرا این منابع رو به سمت صنایعی نبریم که میتونن چند برابرش رو از محل صادرات، سرمایهگذاری، اشتغال و ارزش افزوده به اقتصاد برگردونن؟
من نمیگم پالایشگاه رو رها کنیم.
میگم اگر قراره حمایت کنیم، باید بپرسیم:
در ازای این پول، چه چیزی به اقتصاد برمیگرده؟
حمایت از پالایشگاه باید به سرمایهگذاری، افزایش بهرهوری، تکمیل زنجیره، توسعه فناوری و تولید محصولات با ارزش افزوده بالاتر گره بخوره.
چون بزرگی یک صنعت، بهتنهایی دلیل کافی برای گرفتن سهم بزرگتری از منابع نیست.
باید ببینیم این منابع کجا میرن و چه چیزی میسازن:
چقدر اشتغال؟
چقدر صادرات؟
چقدر ارز؟
چقدر تولید ناخالص داخلی؟
و مهمتر:
چند سال دیگه هنوز باید همین حمایت رو ادامه بدیم؟
چون اگر یک صنعت سالها با منابع ارزانتر سرپا بمونه، باید از خودمون بپرسیم:
مشکل واقعاً کمبود حمایت بوده یا ساختار تولید؟
اقتصاد ایران امروز بیشتر از پول بیشتر، به انتخاب بهتر نیاز داره.
اینکه سرمایه از کجا برداشته بشه و کجا قرار بگیره:
از فروش ماده اولیه به سمت تولید محصول نهایی،
از مصرف منابع به سمت ارزش افزوده،
و از حمایت صرف از هزینه تولید، به حمایت از چیزی که ارزش بیشتری به اقتصاد برمیگردونه.
حالا برگردیم به عدد اول:
۸۳۰ هزار میلیارد تومان.
این عدد فقط یک تخفیف نیست.
یک انتخابه.
اگر این پول رو اینجا خرج کنیم، دیگه نمیتونیم همون پول رو جای دیگه خرج کنیم.
سؤال سختتر اینه:
آیا این بهترین جاییه که میشد ۸۳۰ هزار میلیارد تومان از منابع اقتصاد ایران رو گذاشت؟
اگر آره، باید دلیلش رو با عدد نشون بدیم.
اگر نه، باید شجاعت داشته باشیم مسیر پول رو عوض کنیم.
چون در اقتصاد، پول فقط خرج نمیشه.
مسیر آینده رو انتخاب میکنه.
هر تخفیف یعنی بخشی از پول اقتصاد رو از یک جا برداریم و جای دیگه خرج کنیم؛ پس حساب کن کجا ارزش بیشتری میسازه و متفاوت باش.
@topoli
September 3, 2026 2.8K 30