ب
مسئله اصلی کتاب را میتوان در یک پرسش خلاصه کرد:
آیا تکنولوژی فقط فاصله میان دو انسان را کم میکند، یا شکل تازهای از «دیگری» و «رابطه» تولید میکند؟
پتریکینی برای پاسخ به این پرسش ابتدا به مفهوم «مواجهه» میپردازد. در پدیدارشناسی، دیگری چیزی نیست که صرفاً اطلاعاتی درباره او داشته باشیم؛ دیگری کسی است که در یک رابطه زنده و متقابل با او مواجه میشویم.
اما در ارتباط دیجیتال، این مواجهه دچار تغییر میشود. ما اغلب با ردپاهای دیگری مواجهیم: کلمات، عکسها، ایموجیها، پروفایل، زمان پاسخ و نشانههای حضور.
در نتیجه، مسئله فقط این نیست که «دوست من آنلاین است یا آفلاین». مسئله این است که:
من چگونه از میان این نشانهها، دوست خودم را بهعنوان یک انسان یگانه و غیرقابلجایگزین میشناسم؟
مهمترین بخش کتاب
فصل سوم کتاب، با عنوان Hermeneutic Presence: Dialogue and Digitization and the Implications for Friendship، برای مباحث «جامعه باز» اهمیت ویژهای دارد.
چون مسئله را از «ارتباط» به تفسیر دیگری منتقل میکند.
در ارتباط دیجیتال، بخش بزرگی از رابطه ما بر اساس تفسیر نشانهها شکل میگیرد:
چرا جواب نداد؟
چرا فقط یک ایموجی فرستاد؟
چرا پیام را پاک کرد؟
چرا آنلاین است اما با من صحبت نمیکند؟
چرا لحن پیامش اینگونه است؟
این وضعیت نشان میدهد که تکنولوژی صرفاً یک کانال انتقال پیام نیست؛ بلکه افق تفسیری رابطه را نیز تغییر میدهد.
نسخه Open Access کتاب در Taylor & Francis
از «دوستی» به «اخلاق»
نقطه مهم دیگر کتاب این است که دوستی را به اخلاق پیوند میزند.
اگر دوست من فقط یک حساب کاربری، یک پروفایل یا مجموعهای از پیامها نیست، بلکه انسانی یگانه است، آنگاه رابطه با او مستلزم نوعی شناخت و بهرسمیتشناسی است.
از همینجا مسئله اخلاقی آغاز میشود:
آیا در جهان دیجیتال هنوز میتوان دیگری را بهعنوان یک فرد خاص دید، یا او به تدریج به یک «مخاطب»، «فالوئر»، «کانتکت» یا «پروفایل» تبدیل میشود؟
کتاب در فصل پنجم، مفهوم Sunaisthesis را در پیوند با اخلاق دوستی بررسی میکند و در فصل ششم به این ایده میرسد که دوستی میتواند یک خیر ارتباطی باشد؛ یعنی رابطه خوب میان انسانها فقط منفعتی خصوصی ندارد، بلکه میتواند به شکلگیری انسانهای بهتر و در نتیجه جامعه بهتر کمک کند.
نسبت کتاب با مباحث «جامعه باز»
اهمیت این کتاب برای «جامعه باز» دقیقاً در همین نقطه است:
اگر جامعه مدنی بر روابط میان انسانهایی مستقل، برابر و دارای صدای شخصی بنا میشود، باید بپرسیم فناوری چه تغییری در کیفیت این رابطه ایجاد کرده است؟
جامعه باز فقط جامعهای نیست که در آن انسانها بتوانند آزادانه حرف بزنند؛ جامعه باز به کیفیت رابطه انسان با «دیگری» نیز وابسته است.
و این کتاب یک پرسش بسیار معاصر مطرح میکند:
آیا فضای دیجیتال امکان گفتوگو با دیگری را بیشتر کرده، یا ما را به مصرفکنندگان نشانههای یکدیگر تبدیل کرده است؟
از این منظر، «Friendship and Technology» را میتوان در امتداد بحثهایی قرار داد که درباره وجود دیجیتال، هویت، حضور، دیگری و اخلاق مطرح میشوند.
اگر «Digital Existence» میپرسد در جهان دیجیتال بودن یعنی چه؟، پتریکینی یک گام جلوتر میرود و میپرسد:
در جهانی که دیجیتال شده، با دیگری بودن یعنی چه؟
و همین مسیر است که کتاب را از یک بحث معمول درباره «شبکههای اجتماعی» جدا میکند.
یک جمله از روح کتاب
تکنولوژی فقط شیوهای را که با دوستانمان ارتباط برقرار میکنیم تغییر نمیدهد؛ میتواند شیوهای را که دوست خود را بهعنوان «دیگری» تجربه میکنیم تغییر دهد.
برای بحث «جامعه باز»
سؤال پیشنهادی:
اگر بخش بزرگی از رابطه ما با دیگری از طریق تکنولوژی و نشانههای دیجیتال شکل میگیرد، آیا تکنولوژی فقط شکل ارتباط ما را تغییر داده است، یا معنای «با دیگری بودن» را نیز تغییر داده است؟
و یک سؤال رادیکالتر:
وقتی دوست من برای من به مجموعهای از پیامها، عکسها، وضعیت آنلاین و واکنشها تبدیل میشود، آیا هنوز با «خودِ او» رابطه دارم، یا با تصویری که رسانه از او برای من ساخته است؟
@theopensociety