کوتاه: یک عبارت مندرآوردی که خودم ساختم!
متوسط: همون وایبکدینگ، ولی در حوزهی سیاستگذاری و حکمرانی.
بلند:
توی وایبکدینگ، آقاهه چیزی رو که دوست داره به ماشین میگه و ماشین هم با هزار بدبختی و خرابکاری بالاخره یه چیزی براش میسازه. مشکل هم از جایی شروع میشه که بعداً هر بار آقاهه میخواد ابروش رو درست کنه، میزنه یه چشمش رو کور میکنه! چون نه واقعاً میدونه چی ساخته شده، نه رفتار سیستم رو درست میفهمه و نه خروجی بهسادگی قابل نگهداری و اصلاحه.
توی وایبگاورنینگ هم تقریباً همین اتفاق میافته، فقط بهجای کد، پای سیاست، اقتصاد، مسائل اجتماعی یا حتی ادارهی یک شرکت خصوصی در میونه.
آقاهه یه چیزی رو که دوست داره، میگه، درست مثل یه پرامپت. بعد سازوکاری که از قدرت آقاهه حساب میبره، موظف میشه با هر ضرب و زور و هزینهای، اجراش کنه، در عمل شبیه همون کاریه که مدل هوش مصنوعی میکنه.
ولی مسئله اینجاست که نه لزوماً درکی از سازوکار سیستم وجود داره، نه روابط علت و معلولی درست فهمیده شدن، نه اثرات جانبی قابل پیشبینی هستن و نه همیشه چیزی به اسم rollback وجود داره.
توی وایبکدینگ اگه نفهمی چی ساختی، نهایتاً ممکنه یه نرمافزار رو خراب کنی.
توی وایبگاورنینگ، production خود جامعه ست، userها حق opt-out ندارن و rollback هم پرهزینه، دشوار یا حتی غیرممکنه.
حالا پند و اندرز اخلاقی:
هرچه میخواهی بگو و هرچه میخواهی بکن، اما کاری را که نمیفهمی، با قدرت به دیگران تحمیل نکن.
وایبکدینگ بکن، می بخور، منبر بسوزان...
ولی وایبگاورنینگ مکن!
پینوشت ۱: وقتی آخر شب توییتر رو باز میکنی میبینی دلار شده فلان عدد؛ لینکدین رو باز میکنی و چپ و راست حلقه سبز میبینی، یه روز در میون یه بانک هک میشه... اولین ربطی که به ذهنت میاد شباهت وایبکدینگ و وایبگاورنینگه؛ عدم درک از مکانیزمها.
پینوشت ۲: توی وایبکدینگ؛ مدل هوش مصنوعی «نه» نمیگه. گند میزنه، اشتباه میکنه، ولی ذاتا با وایبکدر درگیر نمیشه و اصطکاکی نداره؛ توی جامعه اما باید اصطکاک (از نوع سازنده) وجود داشته باشه: نقد صحیح و سازنده، نهاد، تخصص، سازمان، رسانه، داده و خصوصا حس مسئولیت و دلسوزی نسبت به نتیجهی تصمیم.
اینا بهنوعی compiler و type checker حکمرانیان.
هرچقدر هم این سازوکارهای مدنی ضعیفتر بشن، اجرای یک پرامپت بد راحتتر میشه. و شاید تعریف دقیقتر وایبگاورنینگ همین باشه: قدرت زیاد، اصطکاک کم، و فهم ناکافی از سیستمی که داری تغییرش میدی.

