هنگکنگ، ۲۰ ژوئیه ۱۹۷۳
بروس لی ۳۲ ساله بود.
جوان، ورزشکار و در اوج دوران حرفهای خود بود.
آن بعدازظهر مشغول کار روی یک فیلم جدید بود.
هیچ چیز نشان نمیداد که این ساعات، آخرین ساعات زندگی او خواهند بود.حالش بد شد.
از سردرد و سرگیجه شکایت داشت.
او آب مینوشید و هنگام تمرین صحنهها فعالیت بدنی نیز داشت.
سپس اتفاقی ظاهراً ساده رخ داد.
برای تسکین سردرد، یک قرص Equagesic به او داده شد؛ دارویی که حاوی آسپرین و مپروبامات (Meprobamate) بود.
بروس دراز کشید تا استراحت کند.
و دیگر هرگز بیدار نشد.
چند ساعت بعد، او را بیهوش پیدا کردند.
پزشکی تلاش کرد او را احیا کند.
پاسخی نداد.
او را به بیمارستان Queen Elizabeth منتقل کردند.
بروس لی درگذشته بود.
فقط ۳۲ سال داشت.
اما کالبدگشایی، نکتهای نگرانکننده را آشکار کرد.
مغز او دچار ادم شدید بود.
وزن مغز حدود ۱۵۷۵ گرم گزارش شد، در حالی که وزن معمول حدود ۱۴۰۰ گرم در نظر گرفته میشود.
هیچ آسیب خارجی که بتواند این وضعیت را توضیح دهد و همچنین هیچ خونریزی مغزی که بتواند چنین تورمی را توجیه کند، پیدا نشد.
تشخیص پزشکی قانونی، ادم مغزی بود.
نتیجهگیری رسمی این بود که این وضعیت در اثر واکنش حساسیتی به Equagesic ایجاد شده است.
به نظر میرسید پرونده بسته شده است.
تا اینکه کسی موضوعی را به یاد آورد.
۱۰ هفته قبل، در ۱۰ مه ۱۹۷۳،
بروس لی دچار یک حمله بسیار مشابه شده بود
در جریان یک جلسه دوبله، دچار سردرد شدید شد
سپس اختلال جهتیابی، کلاپس، استفراغ، تشنج و کاهش سطح هوشیاری پیدا کرد.
او را به بیمارستان منتقل کردند.
پزشکان ادم مغزی پیدا کردند.
مانیتول تجویز شد و او بهبود یافت
بعدها در ایالات متحده مورد ارزیابی قرار گرفت، اما ضایعه مغزی مشخصی که بتواند آن اپیزود را بهطور واضح توضیح دهد، پیدا نشد
پس پرسشی مطرح میشود که کل داستان را تغییر میدهد:
و از همینجا یکی از جالبترین معماهای پزشکی درباره مرگ او آغاز میشود
در سال ۲۰۲۲، پژوهشگرانی در مجله Clinical Kidney Journal فرضیه متفاوتی را مطرح کردند
آنها حدس زدند که بروس لی ممکن است در نتیجه هیپوناترمی شدید جان خود را از دست داده باشد
این فرضیه از نظر فیزیولوژیک امکانپذیر است
اگر فردی مقدار بیش از حدی آب مصرف کند و همزمان توانایی دفع آب آزاد در بدن کاهش پیدا کند، غلظت سدیم پلاسما میتواند به سرعت کاهش یابد.
سپس آب وارد سلولها میشود.
از جمله نورونها.
مغز متورم میشود.
فشار داخل جمجمه افزایش مییابد.
ممکن است سردرد، تهوع، استفراغ، اختلال سطح هوشیاری، تشنج، کما و در نهایت مرگ رخ دهد
نویسندگان مقاله به چند عامل احتمالی اشاره کردند که ممکن است در بروس لی موجب اختلال در هموستاز آب شده باشند؛ از جمله مصرف زیاد مایعات و عوامل دیگری که در شرح حال پزشکی او گزارش شده بودند
حتی اپیزود ماه مه ۱۹۷۳ نیز در چارچوب این فرضیه قابل توجه است، زیرا در آن بستری شدن، اختلال حاد کلیوی نیز گزارش شده بود.
اما یک نکته اساسی وجود دارد:
هیچ مقدار سدیم پلاسمای ثبتشده بلافاصله پیش از مرگ او در دست نیست که بتواند ثابت کند بروس لی دچار هیپوناترمی بوده است.
بنابراین نمیتوانیم با قطعیت بگوییم که هیپوناترمی علت مرگ او بوده است.
این یک فرضیه پزشکی است.
جالب است.
از نظر فیزیولوژیک قابلقبول است.
اما غیر قابل اثبات.
همچنین نباید فراموش کنیم که در طول سالها توضیحات دیگری نیز برای مرگ او مطرح شدهاند:
صرع
واکنش دارویی
و حتی نظریههایی مبتی بر توطئه
با این حال، برخی از این فرضیهها رد شدهاند یا شواهد کافی برای حمایت از آنها وجود ندارد.
آنچه با اطمینان بیشتری میدانیم بسیار مشخصتر است:
بروس لی در ۲۰ ژوئیه ۱۹۷۳ درگذشت
۳۲ سال داشت
دچار ادم شدید مغزی بود.
پس از شروع سردرد، Equagesic مصرف کرده بود.
و ۱۰ هفته قبل نیز یک اپیزود دیگر از ادم مغزی بدون علت مشخص را تجربه کرده بود
علت رسمی مرگ، واکنش حساسیتی به دارو اعلام شد
اختلال شدید در تعادل آب و سدیم بدن.
و اینجاست که پرسش واقعی مطرح میشود.
پرسش صرفاً این نیست:
«بروس لی بر اثر چه چیزی درگذشت؟»
این را میدانیم.
او در اثر پیامدهای ادم مغزی جان خود را از دست داد.
پرسش واقعاً دشوار این است:
و شاید جالبترین بخش ماجرا این باشد:
مردی که یکی از معروفترین جملات خود را به یک فلسفه تبدیل کرد:
«مثل آب باش، دوست من.»
زندگیاش در شرایطی پایان یافت که بر اساس یک فرضیه علمی که چند دهه بعد منتشر شد، اختلال در تعادل آب بدن ممکن است در آن نقش داشته باشد
نمیدانیم واقعاً چنین بوده یا نه.
اما میدانیم که این پرسش همچنان باز است.




