🔻در جستجوی زیارتنامهی حضرت زهرا با نگاه فهرستی
شیخ صدوق، زیارتنامهای که امامان برای حضرت زهرا انشاء کرده باشند نیافته بود. او زیارتنامهای را که خودش نزد قبر فاطمه (علیها السلام) میخواند نقل میکند (السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّه ...) و پس از آن مینویسد:
«در احادیث، متنِ تعیینشده و مشخصی (زیارتنامه مأثورِ خاصی) برای زیارت حضرت صدیقه (علیهاالسلام) نیافتم؛ از این رو، برای هر کس که در این کتابِ من مینگرد، در مورد زیارت ایشان همان متنی را پسندیدم که برای خود پسندیدم» (من لا يحضره الفقيه، ج2، ص574).
اما این پرونده به اینجا ختم نشد. بعدها شیخ مفید، زیارتنامهای دیگر برای حضرت زهرا نقل میکند (السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا مُمْتَحَنَة ...) بدون اینکه آن را به امامان منسوب کند و بلافاصله زیارتنامهی دیگری نیز با عبارت «رُوِیَ» (السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا فَاطِمَة ...) نقل میکند (المزار، ص178و179) که به نظر میرسد مرادش روایت امامان نباشد و مانند بسیاری از متون زیارتی، انشاء عالمان باشد (قرینههای مختلفی از جمله متن شبیه به همین متن و البته با اختلافِ زیاد در دیگر کتاب مفید که نشان از آزادی در تغییر متن است؛ زیرا مأثور نبوده _ر.ک: المقنعه، ص459_).
این پیگیریها در نهایت به کتاب تهذیب الاحکام منتهی شد؛ آنجا که جناب شیخ طوسی همان متنِ اولِ شیخ مفید را به سند خویش از امام جواد علیه السلام نقل میکند:
مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ دَاوُدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ وَهْبَانَ الْبَصْرِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ السَّيْرَافِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا الْعَبَّاسُ بْنُ الْوَلِيدِ بْن اَلْعَبَّاسِ اَلْمَنْصُورِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ مُحَمَّدٍ اَلْعُرَيْضِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ ع ذَاتَ يَوْمٍ قَالَ: «إِذَا صِرْتَ إِلَى قَبْرِ جَدَّتِكَ فَاطِمَةَ ع فَقُلْ يَا مُمْتَحَنَةُ اِمْتَحَنَكِ اَللَّهُ اَلَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ فَوَجَدَكِ لِمَا اِمْتَحَنَكِ صَابِرَةً وَ زَعَمْنَا أَنَّا لَكِ أَوْلِيَاءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صَابِرُونَ لِكُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ أَبُوكِ ص وَ أَتَانَا بِهِ وَصِيُّه عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَإِنَّا نَسْأَلُكِ إِنْ كُنَّا صَدَّقْنَاكِ إِلاَّ أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِيقِنَا لَهُمَا بِالْبُشْرَى لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَد طَهُرْنَا بِوَلاَيَتِكِ » (تهذيب الأحكام، ج۶، ص۱۰).
سند روایت چه از جهت رجالی و چه فهرستی، دارای ضعف فراوان است؛ از منظر فهرستی، این متن در اصول و کتبِ مشهور متقدمانِ اصحاب وجود نداشته است. این روایت به گمان قوی از طریق کتابِ مزارِ محمد بن احمد بن داود قمیِ حدیثشناس و کتاب مزار یا کتاب اخبار ابوجعفر ثانی (امام جواد) اثر محمد بن وهبانِ ثقه به دست شیخ طوسی رسیده است؛ اما از اینجا تا امام، سه راوی را میبینیم که کاملا ناشناس هستند.
و اما چرا شیخ مفید همین متن را بدون سند و بدون انتساب به امام و شیخ طوسی مسندا از امام نقل کرده است؟ ممکن است شیخ مفید به کتاب محمد بن احمد دسترسی نداشته و متن را از کتب دیگر به عنوان زیارتنامه غیر مأثور یافته بوده است. نیز اگر فرض کنیم سندی که بعدها شیخ طوسی در تهذیب آورده (سند منتهی به امام جواد علیهالسلام با راویان ناشناخته)، در زمان شیخ مفید نیز در کتب وجود داشته است، شیخ مفید با رویکردِ عقلگرایانه و سختگیرانهی مدرسه بغداد، احتمالاً این سند را به دلیل انفراد، ضعفِ راویان و عدمِ پشتوانهی فهرستی و البته مضمون نادر، لایقِ انتسابِ قطعی به معصوم ندانسته است. در نتیجه، سندِ ضعیف را حذف کرده و تنها «متن» را به عنوان یک زیارتنامهی جالب در کتاب خود آورده است.
از طرفی، پیوندزدنِ فقدانِ زیارتِ مأثور با مسئلهی «مخفی بودن قبر حضرت فاطمه (س)» و سپس اعلام عمومی آن در عصر امام جواد (ع)، یک فرضیهی علمی قابل تأمل مینماید. میتوان استدلال کرد ضعف فهرستیِ این روایت، مؤیدِ همین بستر تاریخی است. وقتی بنای ائمهی متقدم (تا عصر امام رضا ع) بر کتمانِ مزار بانو و عدم صدور زیارتنامه برای جلوگیری از افشای آن (یا هر حکمت دیگر) بوده است، غیرطبیعی نمینماید که چنین زیارتی در اصولِ مشهور و کتبِ متلقَیبالقبولِ اصحاب (که دستبهدست میچرخیدند و نسخههای فراوان داشتند) ثبت نشود.
اگر متنی در عصر امام جواد (ع) صادر شده باشد، به دلیل حساسیتِ موضوع، احتمالاً در قالبِ مکتوباتِ خصوصی ثبت شده و از طریق شبکهی اصلیِ رواتِ امامیه (که پشتوانهی فهرستیِ قوی ایجاد میکنند) منتقل نشده است. بنابراین، فقدانِ پشتوانهی فهرستی، میتواند معلولِ همان فضای تقیه و کتمان باشد.
با این حال ما باشیم و قدرمتیقّنها، اعتماد بر این متن به عنوان متن صادرشده از معصوم محل احتیاط است.
@tavanerejal
July 13, 2026 1.5K 30