داستان نام اول از همه از پذیرش گرم همه شما عزیز که مرا با نام جدید… — نرم‌افزار محاسبات اخترشناسی تشتر — TG.ME

داستان نام

اول از همه از پذیرش گرم همه شما عزیز که مرا با نام جدید «رِفوآ» یاد می‌کنید سپاسگزارم. در این بین سوالات بسیاری چه درباره خود این نام و چه درباره تغییر نام پرسیدید که خوب است یک بار بنویسمشان.

طبیعتا نام‌ باید بازتاب دهنده باور، بینش، و آینده‌ای است که پدر و مادر برای فرد ترسیم کرده‌اند.

در مراحلی از زندگی بسیاری از ما به واسطه شغل، جایگاه، تلاش یا محبت بزرگتر‌هایی که همچون پدر و مادر مسیر را تغییر می‌دهند صاحب نام، عنوان، لقب، کنیه، حله و لباس و تشرف می‌شوند. بعضی وقت‌ها عنوان به اسم فرد اضافه می‌شود مانند «استاد» «دکتر» یا «مهندس» یا عنوان‌های مذهبی مثل «موبد» و «آیت‌الله» و عنوان‌های حکومتی مثل «امیر» و «سردار.»

در مورد نام‌ها و عنوان‌های معنوی هم چند شیوه وجود دارد: شیوه‌های اکتسابی و اهدایی. شیوه اکتسابی این است که فردی مسیری معینی را طی می‌کند، بعد از طی مسیر کسب می‌کند مثل «حاجی» و «کربلایی» و «مشهدی». بعضی‌ سنت‌های صوفیانه یا هندی نیز با دادن نام خاص به شاگردانی که به مرحله‌ای می‌رسند آن‌ها را مشرف می‌کنند. مثلا اسم بیشتر یوگی‌ها مثلا Yogananda, Muktananda, Vivekananda و ... یا بسیاری از بزرگان همچون جلال‌الدین، اوحد‌الدین، شهاب‌الدین، نصیر‌الدین و ...

شیوه دیگری که کمتر رایج است این است که بزرگ یا استادی با عنایت خود شاگردش را به نام جدیدی می‌خواند. برخلاف دیگر شیوه‌ها، این شیوه قانون و دلیل خاصی ندارد و تنها دلیلش صلاحدید استاد خارج از هر عرف و استانداردهای شناخته شده است.

یک نوع دیگر هم است که این روزها رایج شده! آدم‌هایی به اسم ارتعاش اسم دیگران را فریب می‌دهند و پول می‌گیرند برایشان اسم بسازند که این به طور کلی مردود است. اسم بهتر است از سوی فرد صاحبِ صلاح و ضمن فرایندی معنوی پیشنهاد شود نه صرفا به درخواست فرد مگر ذات اسم برای فرد آزار دهنده باشد (مثلا اسم‌های کهنه یا مذهبی نامناسب با زمانه یا باورهای فرد باشد یا حس بدی به فرد یا اطرافیانش بدهد)

حالت دیگر این است که فرد قد می‌کشد، به جایگاهی می‌رسد و در آن جایگاه از نامی که در شان آن جایگاه باشد استفاده می‌کند. مثلا حافظ نامش محمد است. در شعر به جایگاهی رسیده که خود را حافظ بنامد و دیگران او را خواجه شمس الدین و لسان الغیب می‌نامند یا نظامی که نامش را به حسب علاقه به خواجه نظام انتخاب می‌کند.

داستان اسم رِفوآ

چند روز پیش در یک گفت‌و‌گو استادم ناگهان گفت: «اسم جدیدت را هم باید پیدا کنم!» خیلی تعجب کردم چون انتظارش را نداشتم! فقط گفتم «چشم.» نه دلیلش را پرسیدم، نه روشش را. چند روز بعد نیمه شب پیامک زد که اسمت بدست آمد. روز بعد وقتی نام «رفوآ» را شنیدم به جانم نشست. نه معنی‌اش را پرسیدم،‌ نه ریشه‌اش را و نه اثری که باید بگذارد. چیزی که برایم مهم بود رسیدن این اسم از طریق استادی است که باورش دارم.

خود استاد کمی توضیح داد که این اسم را به شیوه‌ای فارغ از معنا انتخاب کرده است اما به طور اتفاقی در بعضی از زبان‌ها و فرهنگ‌ها دارای معنی است. مثلا در زبان‌های سامی همچون آرامی به معنی «شفا و درمان» است.

راستش خودِ این تشرف و نیت استاد در این تغییر به آن اندازه برایم قابل احترام است که دیگر سراغ اینکه با چه روشی انتخاب شده یا در روش‌های نامرولوژی و عددشناسی و نمادشناسی و زبان‌شناسی و ... چه چیزی از آن درک می‌شود نرفتم و فهم آن را به آینده و مرور زمان موکول کردم. البته دوستانی پیش‌قدم شدند و مطالبی برایم فرستادند اما اهمیت آن برای من فقط در فرایندِ دریافت و تشکر است نه بیشتر.

رِفوآ - یکم امرداد ۱۴۰۵
❤286🕊43🥰22🔥17🤩6
July 24, 2026 5.1K 32