دخترم از گوشه تاریک صندلی عقب ماشین پرسید:
پدر! اینهمه تو را برای نمایش و نمایشگاهها و مراسمات دعوت می کنند ولی قبول نمی کنی، پس چرا دعوت آقای صدیق جمال را برای حضور در نمایش " بالاجا قارا بالیق" قبول کردی؟
جواب دادم:
دخترم ! چون در این مقطع لازم است ما تورکها از ایشان حمایت کنیم. در زمانه نان و اندوه دارد با جهان ستیز می کند تا پشت اوتوبوسی نام" کوراوغلو " نوشته شود و دختران ۳ ساله در صحنه نمایش شعر نسیمی را ترنم کنند.
البته دخترم نمی دانست بیست وپنج سال قبل پدرش را به خاطر استفاده از شبرنگ" بویورون" در وردی محل کارش مورد مواخذه قرار داده بودند و چقدر این تلاشهای سالم فرهنگی زمانه را عوض کرده است.
صدیق جمال مجنونی از جنس من و فداکار برای آینده هویتی ماست.
تئاتر را با اپرا و پیام و جلوه های هویتی آمیخته می کند تا برای مخاطب عام حنظل را با شیرینی از وجود بزداید.
از همه شما که درگیر نان هستید دعوت می کنم بعد خواندن این متن به
Ebilit.com
مراجعه کرده و حداقل برای خودتان یک بلیط برای تماشای این نمایش تهیه کنید.
اینکمترین کار ماست.
373
51
17
8
3
3
2
1September 3, 2026 2.6K 19