گونتر گراس هم یک روز چنان مستأصل شد که گفت: «آشنایم با بی‌راهه‌هایی… — تردیدار | شاهین کلانتری — TG.ME

➖️ گونتر گراس هم یک روز چنان مستأصل شد که گفت:
«آشنایم با بی‌راهه‌هایی که همه به تو ختم می‌شوند.»

نوشتن فهرست کارهای روزانه، بهترین راهنمایم در طول روز.
نوشتن پاره‌ی تازه‌ای برای «کتاب روزنویسی»: چه کیفی دارد امروز. روزنویسی در قالب نمودار. یک نمودار هم خودم کشیدم که طعمِ نقاشی‌کشیدن‌های دوران کودکی را بهم چشاند.
بارگذاری مکمل‌های دوره‌ی جان‌جانی‌ام،‌ کلاس شعر
وبینار نویسنده‌ساز:‌ عصر جمعه هیچگاه دل‌آزرده‌ام نمی‌کند اگر وبیناری برقرار باشد و در کنار دوستانم باشم. در این وبینار اشاره کردم به کانال زری قوام و بعد اسامی نویسندگان گزارش نیک را خاندم و پرسش‌وپاسخ مبسوطی هم داشتیم. در ضمن به سایت اختصاصی وبینار نویسنده‌ساز نگاهی انداختیم و بنا شد صفحه‌ی «دیداریاد» را دریابیم.
برگزاری کارگاه «نویسنده‌سخنران» با حضور ۶۰ تن از بهترین و کوشاترین همسفران مدرسه نویسندگی. همه چیز مطابق برنامه پیش رفت، حتا بهتر از انتظار. گفتیم و خندیدیم و بزودی می‌بینید که از دل این کارگاه چه وبینارهای قشنگی بیرون می‌آید.
داستان کودک: «سیکادا» از شان تن با ترجمه‌ی اعظم مهدوی:
«من سیکادا است. من در یک ساختمان بلند کار می‌کند.
سیکادا کارمند بخش اداری. هفده سال تمام.
من اشتباه در کارم نه. من مرخصی نه. من مرخصی از کار هیچ‌وقت.
تیک! تیک! تیک!»
«سیکادا پول نداشت خانه اجاره.
داخل کمددیواری شرکت ماند.
شرکت مثلاً خبر نه.
تیک! تیک! تیک!»
نگاه کنید به شگفتیِ غلط‌نویسی در ساختِ زبان ویژه‌ی شخصیت.
داستانی بسیار کوتاه،‌ بسیار ساده، با پایانی بسیار تکان‌دهنده.
هم‌رسانیِ‌ شعرهای محبوبم در اینستاگرام
پیاده‌روی: کتابی و آهنگی و فلافلی (به یاد نوجوانی‌های فلافلانه‌ام).
از دیوان خواجه حسین مروی:
«آهِ دلِ سرگشته‌ی من در شبِ زلفت
راه و روش آموخته باد سحری را»
«مدت عمر دو روز است می از کف مگذار
می‌برد شادی امروز غمِ فردا را»
«همچو مجنون رمیده از همه کس
با غمت آرمیدنی‌ست مرا»
«در دلم پهلو به پهلو ناوَکَش یابند و بس
گر بگردانند ازین پهلو به آن پهلو مرا»
«وصف جبین تو و گیسوی تو
اول روز آمد و پایان شب»

شاهین کلانتری

#گزارش_نیک
برای نوشتن گزارش نیک امروز روی پیوند زیر کلیک کنید:
http://shahinkalantari.com/gozaresh-116
❤20
September 5, 2026 178 1 1