منم آن انسان عامی
جو کوری
— ترجمۀ فارسی: ع. وارسته
منم آن انسان عامی.
آن وحشی، آن برده،
آن کودنِ مطرود
از گهواره تا به گور.
من آن زغالشکنم،
همان دهقان،
رعیّتِ دریاها؛
زاده شده
تا باری کشد
و رنجی بَرَد.
همو که عمارتها
بر پا میکند،
همو که ساکنِ زاغههاست.
همان کثافتم من،
همان آفت
هنگامۀ رکود زمستان.
من: جنگاورِ جنگها،
قاتلِ بنی بشر،
نه برای یک روزی و
نه برای یک روزگار؛
بارها
بارها
بارها.
منم، آن انسان عامی.
لیک، هشیار باشید
شما، ای اربابان من!
شما
در سر من
چه بسیار بذرِ شرارت کاشتهاید.
Outbreak 1908
Kathe kollwitz
@Tacksear

