بچه که بودم، مرحوم حمیدرضا صدر را فقط به‌عنوان مفسر فوتبال می‌شناختم… — Study with Brisa — TG.ME

Forwarded fromNANasim
بچه که بودم، مرحوم حمیدرضا صدر را فقط به‌عنوان مفسر فوتبال می‌شناختم. بعدها فهمیدم دکترای شهرسازی داشت، درباره سینما و ادبیات می‌نوشت، کتاب منتشر می‌کرد و در کنار همه این‌ها، با همان شور همیشگی از فوتبال حرف می‌زد. چیزی که در او برای من جذاب است، فقط چنداستعدادی‌بودنش نیست؛ این است که خودش را در یک هویت محدود نکرده بود.
بعضی از ما درست برعکس عمل می‌کنیم. به خودمان می‌گوییم من محققم، پس نباید تولیدکننده محتوا باشم. هنوز متخصص نیستم، پس نباید حرف بزنم. اگر قرار است کاری را شروع کنم، باید از همان ابتدا بهترین باشم. و همین فکر، شروع را ماه‌ها و گاهی سال‌ها عقب می‌اندازد.


من مدت‌ها فکر می‌کردم کمال‌گرایی یعنی استاندارد بالا داشتن. اما خیلی وقت‌ها کمال‌گرایی فقط شکل آبرومندانه‌تری از ترس است؛ ترس از معمولی‌بودن، دیده‌نشدن یا خوب‌نبودن. اینجاست که فلسفه رواقی معنا پیدا می‌کند. رواقیون می‌گفتند باید میان چیزی که در کنترل ماست و چیزی که نیست، تفاوت بگذاریم.
روشن‌کردن دوربین در کنترل من است؛ تعداد بازدید نه. نوشتن و فرستادن مقاله در کنترل من است؛ نظر داور نه. درخواست‌دادن برای یک شغل در کنترل من است؛ نتیجه نهایی نه.


اما ما اغلب آن‌قدر درگیر نتیجه‌ای می‌شویم که کنترلی روی آن نداریم، که عملی را هم که در اختیارمان است انجام نمی‌دهیم. به نظر من شهامت واقعی این نیست که مطمئن باشیم موفق می‌شویم. شهامت این است که ناقص شروع کنیم و اجازه بدهیم در مسیر ساخته شویم.
❤140👍25🥰3
July 23, 2026 4.8K 59