💠دویدن در پی آواز حقیقت
✍وحید حلاج
🔻چند شب پیش جایی مهمان بودیم. حین افطار، گفتگو رفت سمت براهین اثبات وجود خداوند، از جمله برهان نظم. الف گفت وجود خداوند با هیچ برهانی اثبات قطعی نمیشود، البته رد هم نمیشود، اینجا جای ایمان است.
ب، که مذهبی ارتدوکسی بود و البته ذهن مهندسی داشت، گفت که نه، محال است این وضع فعلی جهان بدون خالق باشد. کمی بحث کردیم، من با ب. هر دلیلی آورد، ایرادش را گفتم و منظورم این بود که برهان نظم (یا هر اسمی که روی این برهان بگذاری) نه از پس اثبات خالق و ناظم بر میآید و نه حتی توحید یا علم مطلق یا قدرت مطلقی اثبات میکند.
بحث مختومه بود. اینجا ج گفت که اصلا این بحثها چه فایدهای دارد؟ وقتی به جایی نمیرسیم چرا باید بحث کنیم؟، من مومنم چون حالم با ایمان خوش است، کسی هم مومن نیست، به من چه ربطی دارد.
🔻این اعتراض برای همه ما آشناست. همیشه کسانی هستند که بگویند فلسفه و کلا علوم انسانی، که قطعیتی ندارد، به چه درد میخورد. چند هزار سال است که فیلسوفان بحث و استدلال میکنند و هنوز هم به هیچ جواب قاطعی نرسیدهاند، یعنی همان سوالهای سقراط و افلاطون هنوز هم بدون جواب قطعی مانده، و سرشان دعواست. اما فیزیک را ببینید، نجوم را ببینید، شیمی، و زیستشناسی را ببینید، پیشرفت میکنند، سوالها جواب داده میشوند، بعد میروند سراغ سوالهای جدیدتر، یعنی پیشرفت خطی دارند، اما فیلسوفان چه؟ یک دایره است که دورش میچرخند، به طول صدها و هزاران سال.
🔻 در جواب چه باید بگوییم؟ میگوییم اساسا انتظارتان از فلسفه غلط است. فلسفه نیامده که به شما جواب قطعی بدهد، فلسفه میخواهد همان کاری را با شما بکند که سقراط میکرد. مثل خرمگس کنار گوشتان وزوز کند تا خیالتان راحت نباشد، تا به شما بگوید چقدر نمیدانید، چقدر کم میتوانید بدانید، محدوده عقل شما تا کجاست، و بسیار حیطهها هست که دانش شما را راهی به آنجا نیست.
🔻خب بعدش چه؟ فرض کنید فهمیدیم اینها را، که چه بشود؟ فلسفه میخواهد بگوید حقیقت آنقدرها که فکر میکنید واضح و مبرهن و بدیهی نیست، میخواهد این قطعیت و دگماندیشی را از شما بگیرد.
خدا حفظش کند، استادی داشتیم که میگفت اهل سنت دو دستهاند: عوامشان جاهلاند، علمایشان مغرض. چرا اینطور میگفت؟ چون فکر میکرد حقیقت آنقدر واضح و شستهرفته است که امکان ندارد کسی صادقانه دنبال حقیقت برود و عقیدهای خلاف آنچه من به آن باور دارم داشته باشد.
اما فلسفه هشدار میدهد که آرامتر! شاید تو اشتباه میکنی و سادهاندیشانه پیشرفتهای.
🔻به نظرم فلسفه اگر بتواند همین یک کار را انجام دهد کار خود را تمام کرده است. دستشستن از دگماندیشی و باور خود را حقیقت ناب نپنداشتن، احتمالا به انسانها کمک میکند متواضعتر باشند، نسبت به عقاید مخالف گشودهتر باشند، همیشه آماده باشند تا بپذیرند باورشان اشتباه بوده، و در زندگی عملی مدارای بیشتری داشته باشند.
@soofar_channel
39
5
3
1March 18, 2025 3.4K 9 51