کاخ سفید در مستطیل سبز
بوردیو، بالوگان و جامی که سیاست لمسش کرد
جامِ جام جهانی باشگاهها هنوز روی سکو بود. جیانی اینفانتینو لبخند میزد و دونالد ترامپ کنار جام ایستاده بود؛ نه مثل تماشاگری که آمده باشد بازی را ببیند، بلکه مثل کسی که میخواست در قاب آخر هم دیده شود. بازیکنان چلسی، در کمال ناباوری از حضور ترامپ، برای بالا بردن جام جلو آمدند، و سیاست، بهجای آنکه در جایگاه مخصوص خود بماند، چند قدم جلوتر آمد. انگار مستطیل سبز، برای لحظهای، تا کاخ سفید امتداد یافته بود.
اگر پیر بوردیو در جایگاه تماشاگران بود، به این قاب نگاه میکرد؛ به اینکه چه کسی دیده میشود، چه کسی کنار میرود، و چه کسی حق دارد معنای بازی را تصاحب کند. در نگاه بوردیو، فوتبال فقط بازی نیست؛ میدانی است با قواعد، داوران، نهادهای انضباطی، سرمایههای نمادین و مرزهای نامرئی خود. اما هیچ میدانی کاملاً محفوظ نمیماند. قدرت همیشه راهی برای ورود پیدا میکند؛ گاهی از راه پول، گاهی رسانه، و گاهی از راه دولت.
جام جهانی ۲۰۲۶ قرار بود تصویری باشکوه از بازگشت «عظمت» به آمریکا را برای جهانیان به نمایش بگذارد؛ اما خیلی زود زیر سایه گذرنامه، ویزا، پلیس و نمایشهای سیاسی ترامپ تبدیل به یک رسوایی شد. دشواریهای ورود و ویزا، از پرونده ایران تا مسئله داوران و تماشاگران، نشان داد که جام جهانی فقط با جدول مسابقات اداره نمیشود؛ با فرودگاهها، فرمها، مهرها و تصمیمهایی هم اداره میشود که بیرون از زمین گرفته میشوند.
اینفانتینو، در پاسخ به انتقادها درباره مداخلهی دولت آمریکا و محدودیتهای ورود بازیکنان و تماشاگران برخی از تیمها علیرغم قوانین فیفا، گفت: «ما پادشاهان جهان نیستیم.» جملهای کوتاه، اما افشاگر. فیفایی که سالها کوشیده بود خود را فراتر از دولتها نشان دهد، ناگهان پذیرفت که بالاتر از دولتها و قوانینشان نمیایستد. این جمله را اگر کنار روایت مشهور دوران ژائو هاوهلانژ بگذاریم، تضاد روشنتر میشود؛ رئیس مقتدر پیشین فیفا، این نهاد را پس از آمریکا و شوروی، نیروی سوم جهان میدید. فیفا در قرن بیستم از سازمانی ورزشی به امپراتوری حق پخش، اسپانسر، برند و قدرت نرم بدل شد، اما در آمریکا از پس قدرت ترامپ برنیامد.
ماجرای بالوگان از همینجا فراتر از یک کارت قرمز رفت. خطا در زمین رخ داد، داور کارت داد، و قانون باید مسیر خود را میرفت. اما کارت از زمین بیرون افتاد و سر از مکالمهای میان ترامپ و اینفانتینو درآورد. رئیسجمهور آمریکا خواستار بازبینی شد، فیفا محرومیت را معلق کرد، بلژیک، یوفا و بسیاری از چهرههای سرشناس فوتبال جهان به این تصمیم اعتراض کردند، و ناگهان مسئلهای انضباطی به پرسشی درباره استقلال فوتبال تبدیل شد. آمریکا با بالوگان به زمین رفت و برابر بلژیک شکست خورد، اما شکست نتوانست پرسش اصلی را حذف کند: وقتی قدرت سیاسی میزبان بر پروندهای فوتبالی سایه میاندازد، قواعد بازی کجا نوشته میشود؟
شاید زمانی تفاوت آمریکا با فوتبال جهان در یک واژه خلاصه میشد: Soccerنامی متفاوت برای بازیای که بیشتر جهان آن را فوتبال میخواند. اما در جام ۲۰۲۶ مسئله فقط نام نبود. مسئله این بود که آیا کشوری که بازی را متفاوت صدا میزند، در لحظه بحران انتظار دارد قواعد آن نیز برایش متفاوت عمل کنند؟ اینجا استثناگرایی فرهنگی به وسوسه استثنا در قانون نزدیک میشود، چیزی که ترامپ هم در گفتههایش آن را به وضوح بیان کرد.
حضور ترامپ کنار جام، جایزه صلحی که از فیفا گرفت، آن هم بعد از ناکامی قابلانتظار در کسب جایزه صلح نوبل، سختگیریهای امنیتی و جنجال بالوگان اگر جداگانه دیده شوند، شاید فقط حاشیههایی پراکنده باشند. اما کنار هم تصویری واحد میسازند: بازگشت دولت به قلب فوتبال جهانی. فیفا میخواست جهان را با حق پخش و آیینهای بزرگ اداره کند؛ آمریکا یادآوری کرد که هنوز مرز، پاسپورت، پلیس و رئیسجمهور وجود دارد.
بوردیو اگر به این جام نگاه میکرد، شاید به خطی خیره میشد که زمین فوتبال را از اتاقهای قدرت جدا میکند؛ خطی باریکتر از خط دروازه. هر چند آمریکا حذف شد و فوتبال در زمین عدالت را برقرار کرد، اما کاخ سفید این آخرین مرز را هم درهم شکست. حال پرسش باقیمانده این است: فوتبال هنوز با پای بازیکنان بازی میشود، اما آیا هنوز با قواعد خودش اداره میشود؟ وقتی کارت قرمز از دست داور بیرون میآید و به زبان دولت ترجمه میشود، فقط یک بازیکن بخشیده نمیشود؛ بخشی از استقلال فوتبال هم از زمین بیرون میرود.
#جام_و_جامعه_در_90_دقیقه
#جام_جهانی_۲۰۲۶
#پیر_بوردیو
#ترامپ
#میدان
📚 آذربایجان را جامعهشناسانه بخوانیم.
@ISA_Tabriz
@iran_sociology
Forwarded fromانجمن جامعه شناسی ایران | آذربایجان شرقی

7
1July 7, 2026 311