عصبانیت ایرانیان خارج نشین از کجا می آید؟
🔵 این روزها با حمله ی اسرائیل و آمریکا به ایران شاهد برخی موضع گیری ها بین ایرانیان خارج نشین بوده ایم ،موضع گیرهایی که ابتدا برای ما ایرانیان تعجب آور و سپس بغض انگیز و غیرقابل درک شده و گسلی عظیم بین خود و ایرانیان خارج کشور حس کرده ایم این جبهه گیری ها که در بین پناهجویان سایر ملل هنگام حمله به کشورشان مشاهده نشده بود.
بررسی های و تحقیقات پیرامون این موضع گیری ها عواملی را آشکار میکند که لازم است بررسی شده و فکری برای آن کرد .
۱) ناسیونالیسم غربی و عدم پذیرش مهاجران در جوامع غرب
ریشه و مفهوم قومیت به معنای امروزی ث در نوشته های ماکیاولی و همچنین ادبیات اروپا در قرون ۱۸ و ۱۹ میلادی بنیان نهاده شده است که به تبع آن این فرهنگ خوبرتر بینی هرگز در مردمان غرب از بین نرفته بلکه با گذشت زمان شکل های مدرنتر به خود گرفته و با شرایط زمانه سازگاری یافته و خود را در اشکال دیگر جاودانه کرده است .
در قرن ۲۱ با تمام تلاش های افراد صالح برای اصلاح ناسیونالیسم غربی و همچنین شعار های مساوات و انسان محوری در بین سیاستمداران غرب، مسئله ی قومیت و ناسیونالیسم در غرب حضور داشته و جز مسائل تعیین کننده در تعیین جهت گیری مردمان دنیای غرب است از همین جهت شهروندان مهاجر و پناهنده سایر ملل توسط جوامع غرب پذیرفته نشده و در این جوامع یک شهروند درجه دو یا سه محاسبه میشوند که این موضوع سبب تحقیر و سرخوردگی مهاجران در مجامع غرب شده و مهاجران ایرانی هم خارج از دایره ی آزار و اذیت ها نبوده و این موضوع سبب لبریز از خشم نهفته ی مهاجران و پناهندگان ایرانی در مجامع غرب شده است که این افراد به جای پذیرش نقش خود در موضوع مهاجرت، تمامی ناملایمات مهاجرت را متوجه کشور مبدأ خود میدانند .
۲) ترک وطن و بازی باخته
_ بسیاری از مهاجران مهاجر به غرب علل الخصوص مهاجران ایرانی در جوامع خود جز نخبگان و طبقه ی صاحب امکانات جامعه بوده و به سودای رویای غربی وارد پروسه ی پناهندگی شده اند ،این افراد در جامعه ی خود اغلب صاحب امکانات رفاهی زیادی بوده و اعتبار و احترام عمومی داشته اند ولی در طی روند مهاجرت و حضور در جوامع غرب تمام این موضوعات یکباره فرو ریخته و مهاجران خود را در برابر کوهی از مشکلات و ناملايمات میبینند پناهندگان در جوامع غربی باید از زیر صفر شروع کنند و در این مسیر سخت و بازی باخته مقداری زیادی خشم ایجاد شده که افراد حکومت حاکمان در کشور خود را عامل وضعیت پیش آمده برای خود دانسته و رسانه های غربی هم با هدایت خشم مهاجران به سمت کشور مبدأ سعی بر دمیدن در این آتش خشم میکنند .
۳)دستکاری روانی
بسیاری از مفاهیم ارائه شده توسط پناهندگان ایرانی در غرب جز ادبیات و فرهنگ ایرانی نبوده و توسط رسانه های فارسی زبان و حضور در جوامع غرب به مردمان مهاجر منتقل شده است و این تلقین و تعریف مفاهیم برای ایرانیان پناهنده در غرب سبب بازتعریف نوع جدیدی از جهان بینی با محوریت فردمحوری شده است که در این دیدگاه تنها منافع و سود شخصی مطرح بوده و خیر عمومی هیچ جایگاهی در نگاه فرد به رویدادها ندارد یعنی فرد برای نشاندن نظر هر چند اشتباه خود بر کرسی قدرت حاضر است به کشورش حمله ی نظامی و مردمش بمباران شوند و استقلال کشورش از بین برود و خاکش اشغال شود تا شاید از سرنیزه ی سریازان دشمن منافع وی تامین شود .
۴) نگاه از پنجره ی رسانه های غرب
انسان قرن ۲۱ حاضر بدون اینکه متوجه باشد نگاه و دیدگاهش از سایر ملل ،اقوام و فرهنگ ها تحت تاثیر رسانه ها میباشد یعنی دیدگاه ما نسبت به مردم کشوری مثل برونئی یا نپال که دسترسی و برخورد مستقیم با آنها نداریم همان دیدگاهی است که فضای مجازی و رسانه هایی مثل CNN و BBC و مطالب ارائه شده در google به ما ارئه میدهند و بر همین اساس بعد از قطع ارتباط مهاجران از کشور خود دیدگاه این افراد تنها توسط رسانه و اطلاعات ارائه شده توسط آنها تعیین میشود و این فاجعه زمانی عمق بیشتری به خود میگیرد که تمام رسانه های فارسی زبان توسط دشمنان ملت ایران اداره شده و منافع دشمنان ایران در تمام ساختار و کارکرد این رسانه ها وجود دارد و هنگامیکه فرد خارج نشین از پنجره ی زرد رسانه های فارسی زبان به رویدادهای کشور خود نگاه میکند ناراحتی همراه با خشونت فرد را در میگیرد.
۵) خشم از دست دادن
_ بسیاری از افراد پناهنده به غرب برای رسیدن به مقصد در کشور های مبدأ خود چیزهایی از دست داده و پل های فراوانی را پشت سر خود خراب کرده اند وقتی این موضوع در کنار رنج های های مسیر مهاجرت و سایر عوامل سختی آفرین مهاجرت قرار بگیرد تولید خشم ناشی از این موضوعات سبب ناديده گرفتن بسیاری از واقعیات و انتخاب های فردی که منجر به حصول این نتیجه شد میگردد و در نتيجه افراد فکر میکنند رنجی که کشیده اند به آنها مجوز هرکاری برای ضربه زدن به کشور خود را میدهد .




