کامِ عمیقی از سیگارِ گیلاسیِ بینِ لبهاش گرفت و با مدتی حبس کردنش درونِ ریههاش، آروم اون دودِ سفید رنگ رو به بیرون فرستاد و پشت بندش بزاقِ دهنش رو فرو برد. فکر میکرد..فکر میکرد و..فکر میکرد، امابه نتیجهای نمیرسید.t.me/slowyun/4920TranslateJanuary 27, 2025 140