سه دوبیتی هر کدام جداگانه برای چرت تیه و برگ( زلف چشم و ابرو) به سی… — شعر لری — TG.ME

سه دوبیتی هر کدام جداگانه برای چرت تیه و برگ( زلف چشم و ابرو)

به سی چرتت دل آدم هار اِگرده
زلیخایی  کنه دل خوار اِگرده

وه مردمون گرا ایواوه هی چی
همو نیتی که مین ریت تار اِگرده
...
تیات هم دین و ایمون و خدامه
مو هر چندی بگم وت   ناتمامه

بقولِ  طاهرِ  عریانِ الوند
تیات هرجا  کنم سیل وَر تیامه
.....
تو برگت  پر وه  گوگرد گمونم
اگی که خرمَنم تَش وندِ جونم

ندونم   وا  چطوری   بنویسم
که هرچی   مین دلم هد برسونم
#سجاد_کیانی
#ترجمه_لورآ

بخاطر زلف‌هایت قلب آدم سرمست و دیوانه (گرفتار) می‌شود
( چنان که)  دل زلیخا (که عاشق یوسف شد)  خوار زلیل رفتار می‌کند
یعنی عشقت انچنان قوی  است که دل من  ذلیل می کند

به مردمان جدا  می شود به سان
همان زلفی که روی صورتت تار می‌گردد
....
چشمانت همه چیز من است( دین و ایمان و خدای من است)
من هرچقدر برای چشمان تو  بازگو کنم ناتمام می‌ماند یعنی هرچقدر بگویم کم گفته ام( کلمات  برای  توصیف کامل بیان احساسم کافی نیستند)

به قول طاهر عریان‹ شاعر و عرفای لـر کهن تبار› (یعنی عمق سنت ادبی و ریشه دار بودن این نوع احساسات بین مردم لر را نشان می دهد
هرکجارا تماشا کنم چشمانت جلوی چشمانم ‌می‌آیند
....

گویا ابروهایت پر از گوگرد است
(کنایه از جذبه و آتشین و خطرناک بودن)
و مانند این می‌ماند که من خرمنم و آتش به وجودم  می زنند
یعنی (اوج تاثیرگذاری در احساسات درونی)

نمی‌دانم باید چگونه نگاشتن انجام بدهم
که هرچیزی کنج دلم است را به تو برسانم( یا منتقل کنم)
یعنی قلم زبان از وصف عاجز میانند
August 16, 2026 1.4K 15