نمی‌دانم چه رازی در میانِ این گِل و خون است که خاکِ تشنه، لاله زار و… — sin_photostock — TG.ME

نمی‌دانم چه رازی در میانِ این گِل و خون است
که خاکِ تشنه، لاله زار و سرخ و گلگون است

​به هر مشتی که برداری از این صحرای غرق نور
نشان غیرتی بر چهره تاریخ مکنون است

​نه از رنگ شفق باشد نه از تزویر جادویی
که این سرخی همان عهد میان لیلی و مجنون است

​اگر سَروی در اینجا قد کشیده تا دل خورشید
غذایش غیرت پنهان و اشکی پاک و پرخون است

وطن بر چادر خاکی خود گلدوزی خون داشت
از این رو، تا ابد خورشید، بر این خاک مدیون است

@sin_photostock
❤11
February 4, 2026 317 2
نمی‌دانم چه رازی در میانِ این گِل و خون است که خاکِ تشنه، لاله زار و… — sin_photostock — TG.ME