🔴 وقتی ذهن شخصیت، خودِ داستان میشود
در داستان کلاسیک، معمولاً با اتفاقاتی روبهرو هستیم که در جهان بیرونی رخ میدهند. اما داستان مدرن یک قدم به درون شخصیت میرود. ترس، خاطره، خیال، تردید، وسواس و برداشت شخص از واقعیت، میتوانند به اندازه یک حادثه بیرونی اهمیت پیدا کنند.
به همین دلیل، در روایت مدرن گاهی اتفاق چندانی نمیافتد؛ اما در ذهن شخصیت، یک جهان کامل در حال فروپاشی است.
و از همینجا به یکی از مهمترین تکنیکهای روایت مدرن میرسیم: جریان سیال ذهن.
🎬 نمونه سینمایی:
در Persona ساخته اینگمار برگمان، مرز میان هویت، خاطره، سکوت و واقعیت آنقدر درهم میریزد که دیگر نمیتوانیم با اطمینان بگوییم «واقعاً چه اتفاقی افتاده است».
📚نمونه در ادبیات مدرن:
• مسخ/ فرانتس کافکا: روایت بیش از آنکه بر «چه اتفاقی افتاد» متمرکز باشد، بر تجربهی ذهنی، بیگانگی و اضطراب گرگور تمرکز میکند.
• اولیس/ جیمز جویس: بخش مهمی از روایت در جریان ذهن شخصیتها میگذرد؛ افکار، خاطرات و تداعیها بدون نظم خطیِ معمول جریان پیدا میکنند.
@shotnote1✍
@honarefilmnameh