ڪم بہ دست آوردمت، افزون ولے انگاشتم
بیش از اینها از دعاے خود توقع داشتم
بید مجنون ڪاشتم، فڪر تو بودم، خشڪ شد
زرد میشد مطمئناً ڪاج اگر میڪاشتم
آن ڪہ زد با تیغ مڪرش گردنم را، خود شمرد
چند گامے سوے تو بیسر قدم برداشتم
اے شڪاف سقف ِبر روے سرم ویران شدہ
ڪاش از آن اول تو را ڪوچڪ نمیپنداشتم
آہ ِمن دیشب بہ تنگ آمد، دوید از سینهام
داشت میآمد بسوزاند تو را، نگذاشتم...
#ڪاظمبهمنے
September 5, 2026 24