🍁 #دکلمه 🍁
بسم رب چشمهایش
دلبر دلم برات تنگشده
اینقد دلم برات تنگشده که نمیتونم رو هیچی تمرکز کنم
اونقد که حتی نمیتونم ی لحظه بهت فک نکنم
اونقدری که اشکام الان بند نمیان
اونقدر دلتنگ که مدام بیقرارو پریشونم و جز تو هیچی نمیخام
دلم تنگ شده برات
خیلی بیشتر از هر وقت دیگه ای
بند بند وجودم شدیدا نیازبه بغلت برای اروم شدن دارن
من الان بهت نیاز دارم
به نفسات ،به نگاهت، به همه چیت
به اینکه مچاله بشم تو بغلت و ول بخورم بین بازوهات
من دلم برات تنگشده
نمیدونم این دلتنگیو چیجور میشه توصیفش کرد
اصلا این دل کجای ادمه که وقتی تنگ میشه
اینجوری باعث میشه تموم استخونای بدنت تیر بکشه
میگم دلبر
نسخ بوی گردنتم
نسخ اون نگاه خمارت
دارم نسخیتو میشکم
دارم خماری نبودنتو پس میدم
تو نبودنتو بمن یاد ندادی!
من نبودنت رو بلد نیسم
هی میگم نبودنت مهم نیس
ولی مثل سگدروغ میگم
میگم مهم نیست
ولی نمیدونم چرا یهو موهام سفید شدن
سردرد اومده سراغم:)
معده دردای عصبیم شروع شدن
اتاق تاریک شده برام پناهگاه
لاغرتر شدم و حس زندگیو ندارم
همه واژه ها به نظرم پوچ و تو خالی میان
عشق ،زندگی،ارامش
ببین تو رفتی نیستی منم هی مینویسم و اینا فک میکنن من درگیر یه عشق یکطرفم
من چیجوری به اینا ثابت کنم اول تو دوسم داشتی
تو عاشق تر بودی
بابا بخدا خودش اومد
اومد نگام کرد دلم رف براش
تقصیر من نیست همش گردن چشاته. .
اخهه قربون اون چشات برم که زندگیمو ازم گرفته
شده دارو ندار منه بی کس
بجون جفت چشتاااا
کورشع چشمم اگه بخاد غیر چشات چشای یکی دیگه رو ببینه
دلبرررر
امون از اون چشات