-او: post #6158 — TG.ME

چیزی در وجود انسان هست، که بیشتر از زبان حرف می‌زند و بیشتر از چشم‌ها حقیقت را فاش می‌کند. گاهی آرام می‌لرزد؛ بی‌آنکه صدایی از اضطراب شنیده شود. گاهی قوی و محکم می‌شود؛ انگار تمام اراده‌ی یک انسان در آن جمع شده است. می‌تواند آغازگر یک آشنایی باشد، پایان‌دهنده‌ی یک جدایی، یا پلی میان دو قلب که هیچ واژه‌ای برای گفتن ندارند. رد زمان را بهتر از هر ساعت و تقویمی در خود نگه می‌دارد. روی آن می‌توان سال‌ها تلاش را دید، شب‌های بی‌خوابی را لمس کرد و قصه‌هایی را خواند که هیچ‌وقت نوشته نشده‌اند. بعضی‌هایشان زخم دارند، بعضی پینه، بعضی لرزش، بعضی سرمایی غیرمعمولی و برخی گرمایی عجیب که تا عمق جان نفوذ می‌کند. گرماهایی که تا ابدیت در ذهن می‌مانند. عجیب است که انسان‌ها با آن می‌سازند، می‌شکنند، می‌نوازند، می‌نویسند، نوازش می‌کنند و گاهی برای همیشه رها می‌کنند. می‌تواند کودکی را از زمین بلند کند، اشکی را پاک کند، دوستی‌ای را آغاز کند یا برای آخرین بار کسی را بدرقه کند. شاید به همین دلیل است که من همیشه فکر می‌کنم هر انسانی دو دفترچه‌ی خاطرات با خود حمل می‌کند؛ دفترچه‌هایی که هیچ کلمه‌ای در آن‌ها نوشته نشده، اما هر خط و هر چینشان داستانی برای گفتن دارد. و این دفترچه‌های خاموش، در دنیای انسان‌ها «دست» نام دارند. _او

May 31, 2026 543 2