جناب آقای دکتر سیدرضا رئیسکرمی
ریاست محترم دانشگاه علوم پزشکی تهران
با سلام،
اینجانبان، جمعی از دانشجویان، کارورزان، دستیاران و کادر درمان دانشگاه، با نگرانی از تکرار موارد خودکشی در کمتر از ۱۴ ماه در مقاطع مختلف پزشکی و پرستاری، این نامه را بهعنوان فراخوانی ساختاری برای پایان دادن به این خوشههای مرگبار تقدیم میکنیم. هدف، ترسیم نقشهراهی است که سلامت روان را در متن استراتژی آموزشی و درمانی قرار دهد.
***
تحلیل ریشهای – چرا خوشههای خودکشی شکل میگیرند؟
۱. ناهمخوانی نقش: دانشجوی پزشکی در مقام ارائهدهندهی مراقبت باید آرامبخش باشد، اما در مقام فراگیر با تحقیر و ناتوانی مواجه میشود که سرمایهی روانی را سریع تحلیل میبرد.
۲. بحران سرمایهی اجتماعی: در بیمارستانهای آموزشی، قدرت جای اختیار را گرفته؛ کارورز یا دستیار نه حق خطا دارد و نه حق خستگی. توهین و تحقیر عادیسازی شده است.
۳. فقر زمانی و محرومیت از ترمیم: شیفتهای طاقت فرسا بدون استراحت کافی، بستر فیزیولوژیک افسردگی را فراهم میکند.
۴. ابهام معیشتی: ناتوانی در تأمین حداقلهای زندگی با افکار خودکشی همبستگی دارد، اما در گزارشهای رسمی لحاظ نمیشود.
۵. انگ بیماری روانی: مراجعه به روانپزشک همچنان برچسب ضعف محسوب شده و دانشجویان از ترس گزینش، مشکل را پنهان میکنند.
***
تفاوت آمار جهانی؛ شکاف سیستمی
فشار کاری ذات پزشکی جهانی است، اما آمار خودکشی در دانشگاههای کشور و بهویژه تهران بهطور معناداری بالاتر از میانگین جهانی و منطقهای است. این نشاندهندهی نقص ساختاری در نظام پشتیبانی، ارزشیابی و مدیریت منابع انسانی است و تغییرات سطحی پاسخگو نیست.
***
تعهد راهبردی – دانشگاه تهران باید سردمدار پایان بحران باشد
بهعنوان بزرگترین قطب علوم پزشکی، مسئولیت تاریخی دانشگاه فراتر از تولید علم است و باید الگوی «زیستبوم سالم آموزشی» شود. از شما میخواهیم شخصاً پرچمدار این تحول باشید و دانشگاه را به پایلوت ملی سلامت روان تبدیل کنید.
***
بستهی راهبردی پیشنهادی (فراتر از مشاورهی روتین)
۱. بازرسی ویژهی سلامت روان مستقل: نظارتی خارج از ساختار سلسلهمراتبی که دانشجو یا کادر درمان بتوانند بدون هراس، خشونت کلامی، تحقیر و فشار شیفت را ظرف ۴۸ ساعت گزارش کنند. گزارشهای تأییدشده در ارزیابی متخلفین تأثیر مستقیم داشته باشد.
۲. استراحتهای اجباری ریزمقیاس: میتوان در سطح بیمارستان های دانشگاه پس از هر شیفت سنگین، حداقل ۲ ساعت «زمان مرده» بدون تماس و پیگیری برای دستیار، کارورز و پرستار با جایگزین در اورژانس تعیین کرد.
۳. اصلاح شیفتبندی بر اساس استاندارد فیزیولوژیک: سقف ساعتی منطقی و حداقل ۱۰ ساعت استراحت بیوقفه، بدون استثنا حتی در کمبود نیرو.
۴. گسترش شبکهی همتایاران بالینی: منتورینگ توسط همتایان با گسترش دامنهی فعالیت در بیمارستان و ارائه گواهی مهارتهای ارتباطی و همدلی برای داوطلبان؛ به همراه گسترش امر آموزشی زیر نظر مرکز مشاوره.
۵. بازطراحی برگهی ارزشیابی: گنجاندن شاخصهای سلامت روان (تنشپذیری، کیفیت خواب، بار روانی شیفت) برای مداخلهی پیشگیرانه در صورت افت گروهی.
۶. صندوق اضطراری تابآوری معیشت: اختصاص بودجهی همایشهای غیرضروری یا ردیف مستقل بودجه به صندوقی برای وامهای بدون بهرهی فوری به کارورزان، دستیاران و پرستاران در صورت وقوع حوادث خارج از پیشبینی.
۷. حذف کامل انگ مراجعه به روانشناس از گزینشها: مراجعه به مشاوره نهتنها امتیاز منفی نداشته، بلکه بهعنوان شاخص بلوغ حرفهای ثبت شود و محرمانگی کامل تضمین گردد.
۸. تیمهای پشتیبانی بحرانمحور در هر بخش: گروههای داوطلب آموزشدیده برای مداخلهی بدون قضاوت در مواقع بحران (مرگ بیمار، شکست، تنش شدید).
***
ارتقاء نهاد «همتایاران بالینی» به تشکل رسمی و فراگیر
شبکهی همتایاران باید از یک برنامه به تشکل دانشجویی رسمی ارتقا یابد تا با ارتباط با وزارت بهداشت و نهادهای مرتبط، طرحهای ملی مانند «کارزار کاهش انگ» و «نظام دیدهبانی سلامت روان» را اجرا کند. این امر نیازمند حمایت جنابعالی و معاونتها و طی تشریفات قانونی است.
***
اولویت مطلق – بقای انسان نخبه بر هر هزینهی اداری
سلامت و جان یک انسان نخبه، سرمایهی ملی، باید بر هر مسئلهی دیگر اولویت داشته باشد. هیچ هزینهای به اندازهی ارزش یک جان انسانی نیست؛ هر روز تأخیر، ترجیح منافع کوتاهمدت بر رسالت نجات حیات است.
***
سخن پایانی
ما مرگ و رنج را میشناسیم، اما مرگ همکاران جوان را به عنوان سرنوشت نمیپذیریم. این نامه طرح پیشنهادی عملیاتی برای نجات جانهای آینده است؛ خواستار تشکیل کارگروهی عملیاتی با ضمانت اجرایی، جدول زمانی شفاف و گزارشدهی ماهانه هستیم. تحول را از امروز خواستاریم.
با احترام،
جمعی از فراگیران،کادر درمان،همتایاران و شورای صنفی دانشگاه علوم پزشکی تهران







