«بیستونهم جنس را فروختیم ۶۸۶ تومان. پنجشنبه این بار را فروختیم ۶۸۰ تومان و کسری داشتیم. امروز که آمدیم برای مشتری ارسال کنیم، باید همان جنس را ۸۰۰ تومان میخریدیم.»
«یعنی جنسی که از آن سود گرفتیم، حالا باید پول بیشتری روی آن بگذاریم تا بتوانیم دوباره برای مشتریمان تهیه کنیم.»
«زندگی ما شده مثل تردمیل؛ هرچه میدویم، به مقصد نمیرسیم. شیبش را زیاد میکنیم، سرعت را بالا میبریم، باز هم نمیرسیم.»
«قدیمیها میگفتند خاک بازار طلاست؛ اما دیگر فکر نمیکنم حتی خاکی از بازار مانده باشد که بتوان روی آن ایستاد.»
در چنین شرایطی، کاسب برای ادامه فعالیت باید کالایی را که قبلاً فروخته، با قیمت بالاتری جایگزین کند؛ در نتیجه سود گذشته هم در موج گرانی از بین میرود.
سه جوان از صبح ساعت ۸ تا شب در مغازه کار میکنند؛ با وجود تمام این تلاشها، باز هم به جایی نمیرسند.
@sedayemyhan👈🌷❤️کانال 🌿
@fardad_5555 ادمین کانال🔴🔴🔴





