تاریخ وقوع: ۳ آبان ۱۴۰۲
محل: شهریار، استان تهران
مقتول: مرد جوانی به نام سعید
متهم: شوهرخاله همسر مقتول، به نام فریدون
اتهام: قتل عمد
وضعیت پرونده: صدور کیفرخواست و ارسال پرونده به دادگاه کیفری
روایت پرونده
سوم آبان سال ۱۴۰۲، مرد جوانی به نام سعید طبق روال همیشگی از خانه خارج شد، اما برخلاف روزهای دیگر به خانه برنگشت.🕵🏻♀️ موارد مورد بررسی
همسرش ابتدا تصور میکرد ممکن است برای او مشکلی پیش آمده باشد و با تلفن همراه سعید تماس گرفت، اما کسی پاسخ نمیداد. او بعد از مدتی موضوع ناپدید شدن همسرش را به پلیس اطلاع داد و پرونده مفقودی تشکیل شد.
در بررسیهای اولیه، پلیس موضوع را از مراکز درمانی، پزشکی قانونی و بهزیستی نیز پیگیری کرد، اما ردی از سعید به دست نیامد.
چند ساعت بعد، اتفاقی رخ داد که مسیر پرونده را کاملاً تغییر داد.
پیامکهایی از شماره تلفن خود سعید برای همسرش ارسال شد. فرستنده مدعی شده بود که «زن صیغهای» سعید است و در پیامها ادعا کرده بود که سعید را کشتهاند و جسدش را آتش زدهاند.
برای همسر سعید یک آدرس نیز فرستاده شد تا به محل برود. او با تصور اینکه ممکن است واقعاً بتواند همسرش را پیدا کند، به آدرس اعلامشده رفت، اما در محل جسدی پیدا نکرد.
زمانی که به خانه برگشت، پیام دیگری از همان شماره دریافت کرد که در آن گفته شده بود او یک کوچه را اشتباه رفته است. این پیام دوم نشان میداد فرستنده یا اطلاعاتی از محل موردنظر داشته یا دستکم میخواسته همسر سعید را به نقطه مشخصی هدایت کند.
گزارشهای منتشرشده در این پرونده، این پیامکها را یکی از مهمترین سرنخهای آغاز تحقیقات قتل معرفی کردهاند.
پلیس با توجه به اظهارات همسر سعید، تحقیقات را ادامه داد و حدود سه هفته بعد جسد مرد جوان پیدا شد.
جسد بهشدت سوخته و دچار فساد شده بود و همین وضعیت باعث شد تعیین علت دقیق مرگ برای پزشکی قانونی با دشواری جدی روبهرو شود.
بنابراین برخلاف پروندههایی که نوع آسیب مرگبار مستقیماً روی بدن قابل مشاهده است، در این پرونده مشخص کردن اینکه سعید دقیقاً بر اثر چه عاملی جان باخته، به دلیل سوختگی و تخریب بقایای جسد امکانپذیر نشد.
در ادامه تحقیقات، باجناق سعید موضوعی را با مأموران در میان گذاشت که مسیر پرونده را به سمت یکی از نزدیکان خانواده برد. او گفت سعید با شوهرخاله همسرش اختلاف داشته است.
فرد موردنظر فریدون نام داشت و بعد از مطرح شدن این موضوع، او بهعنوان مظنون تحت بررسی قرار گرفت.
فریدون ارتباط با قتل را انکار کرد، اما تحقیقات پلیس به بررسی دادههای تلفن همراه او رسید.
بررسیها نشان داد تلفن همراه فریدون در همان محدودهای که جسد سعید پیدا شده بود، ثبت شده است.
این داده بهتنهایی نمیتوانست ثابت کند که فریدون قاتل است، زیرا حضور یا ثبت شدن یک تلفن در یک محدوده الزاماً به معنای حضور قطعی صاحب تلفن در همان لحظه نیست؛ اما در کنار سایر شواهد میتوانست یک قرینه مهم برای ادامه تحقیقات باشد.
در مرحله بعد، مأموران تلفن همراه فریدون را نیز بررسی کردند و طبق گزارش منتشرشده، فیلمی از صحنه آتش زدن جسد در تلفن او پیدا شد.
همین کشف، پرونده را از یک مجموعه قرائن پراکنده به زنجیرهای بسیار جدیتر از شواهد تبدیل کرد؛ زیرا اکنون علاوه بر اختلاف قبلی میان فریدون و مقتول و ثبت شدن تلفن او در محل کشف جسد، محتوای تصویری مرتبط با آتش زدن جسد نیز در اختیار تحقیقات قرار گرفته بود.
با وجود این، فریدون همچنان به قتل اعتراف نکرد. در نهایت با توجه به مدارک جمعآوریشده، برای او کیفرخواست صادر شد و پرونده برای رسیدگی به شعبه ۱۰ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
1. رفتار مجرم بعد از قتل چه چیزی درباره وضعیت ذهنی و هدف او نشان میدهد؟
رفتار فرد بعد از قتل همیشه ادامه همان لحظه قتل نیست؛ گاهی تلاش برای کنترل پیامدهای جرم است.
جابهجایی یا سوزاندن جسد، پاک کردن آثار و ساختن روایت جعلی، معمولاً با هدف کاهش احتمال کشف جرم انجام میشود.
پژوهشهای جرمشناختی نشان میدهند ترس از شناسایی و مجازات یکی از انگیزههای مهم در پنهانکردن جسد است.
بنابراین در این پرونده، رفتار پس از قتل باید جدا از انگیزه قتل بررسی شود؛ کسی که بعد از مرگ قربانی تلاش میکند آثار را از بین ببرد، لزوماً همان انگیزهای را دنبال نمیکند که در لحظه قتل داشته است.
2. چرا مجرم با وجود تلاش برای پنهانکردن جسد، خودش ارتباط ایجاد میکند؟
اینجا یک تناقض رفتاری مهم وجود دارد: فرد از یک طرف تلاش میکند جرم را پنهان کند و از طرف دیگر با ارسال پیام، خودش اطلاعاتی درباره جسد ایجاد میکند.