قسمت سوم | آیدا؛ وقتی فسیل از ویترین به تیتر خبر میرسد
📖 سال ۲۰۰۹ ناخواسته به چیزی شبیه یک آزمایش بزرگ ارتباطات علم تبدیل شد: سه نهاد در سه کشور نسبتاً مشابه، در برابر یک موضوع واحد و مناسبتی واحد، سه رویکرد کاملاً متفاوت برای گفتوگو با جامعه انتخاب کردند.
در این میان، آیدا جایگاه ویژهای پیدا کرد.
🪹 آیدا، فسیل ۴۷ میلیونساله یک نخستی باستانی، خیلی زود از یک نمونه موزهای به یک چهره رسانهای تبدیل شد.
🐚 فسیلی که در مرکز یک نمایشگاه قرار گرفته بود، به تیتر رسانههای جهان راه یافت و توجه عمومی را به داستان تکامل جلب کرد.
🔍 این اتفاق یک نکته مهم درباره ارتباطات علم را نشان میدهد:
آنچه برای یک دانشمند «داده علمی» است، لزوماً همان چیزی نیست که برای رسانه «داستان خبری» محسوب میشود.
📝 تکامل بهطور ویژه ظرفیت تبدیل شدن به یک داستان رسانهای را دارد؛ چون با پرسشهایی درباره منشأ انسان، جایگاه ما در طبیعت و تاریخ حیات روی زمین گره خورده است.
🏛️ از سوی دیگر، تجربه موزه دانمارک نشان داد که میتوان به جای تکیه بر یک رویداد یا یک سوژه جنجالی، مجموعهای از ابزارهای ارتباطی را در کنار هم قرار داد و گفتوگویی گستردهتر با جامعه ایجاد کرد.
🪐 در نتیجه، سال ۲۰۰۹ را میتوان یک نمونه جالب برای مطالعه ارتباطات علم دانست: سه موزه، یک مناسبت، یک موضوع و سه استراتژی متفاوت.
اما این شیوههای متفاوت طرح موضوع تکامل در گفتوگو با جامعه، چه پیامدهایی داشتند؟
آیا جنجال رسانهای توانست توجه بیشتری به علم جلب کند؟
🤔 آیا روایتهای دانشگاهی توانستند ارتباط مؤثری با عموم برقرار کنند؟
🧐 و آیا ساختن یک برنامه ارتباطی چندلایه میتواند در درازمدت تصویر متفاوتی از تکامل در ذهن جامعه ایجاد کند؟
پاسخ این پرسشها، موضوع قسمت بعدی است.
منبع:
Strager, A. H., & Kjærgaard, P. C. (2010).
Is Darwin Dangerous? Museums, Media, and Public Understanding of Evolution. Evolution: Education and Outreach, 3, 217–225
فایل مقاله در بخش دیدگاههای همین پست، پیوست شده است.
👥 سایکامیت
🌐 تلگرام | لینکدین

