دوستان عزیزم سلام
دلتنگم
دلتنگ شما
دلتنگ من،
دلتنگ « منی» که قبل از دیماه بودم.
دلتنگ « منی» که کابوس را در خواب میدید نه در واقعیت.
اما چه میشود کرد. انگار عادت کردهایم هر بار دلتنگیهایمان را در کولهای بگذاریم و دوباره راه بیفتیم.
چرا که راه، خود ما را فرا میخواند.
گوش کن
جاده صدا میزند از دور قدمهای تو را
چشم تو زینت تاریکی نیست
پلکها را بتکان
کفش به پا کن و بیا...