یک ماه بعد... سیل نیامد وبا نشد یک قلوه سنگ روی زمین جابجا نشد من… — پانته‌آ صفائی — TG.ME


...


یک ماه بعد... سیل نیامد وبا نشد
یک قلوه سنگ روی زمین جابجا نشد

من مانده‌ام... که تاب نشستن ندارم و
مادر... که دیگر از سر قبر تو پا نشد...

در شهر هیچ قامت سروی نماند که
در زیر بار داغ جوانی دو تا نشد

یک ماه رفت و آن مِهِ خونین فرونشست
یک لحظه بغض پر گِرهِ شهر وا نشد

از حلقه‌ حلقه حلقهٔ زنجیرباف پیر
تا شهر زیر و رو نشد، آری، رها نشد

این خانه داغ چند جوان آتشش نزد!
این مملکت چقدر که صاحب‌عزا نشد!

برف آمد و سیاههٔ خون را سفید کرد
رویی به قدر روی زمستان سیا نشد
...

با لحظهٔ عزیز رهایی از این قفس
خود را به مرگ هر که نزد، آشنا نشد



...
...
کانال شعرهای پانته‌آ صفائی
@safaeip

...
...
❤18👏10😢10🔥3👎2👍1🕊1
May 31, 2026 975 5 9